شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٣٣ - آيه دوم آيه نفر
حجية قول الطائفة».
مصنف گفته است كه ما نيازى به اين سخنان نداريم،بلكه به نظر ما قضيه برعكس است؛يعنى استنباط وجوب حذر از آيه موقوف است بر اثبات حجيت قول طايفه، يعنى از راه اينكه شارع قول اينها را حجت كرده ما استنباط مىكنيم وجوب حذر را؛ زيرا اگر حذر واجب نبود اين تشريع و جعل حجيت لغو و عبث بود و تعالى اللّه عن ذلك علوا كبيرا.
٤.اگر كسى بگويد:آيه شريفه دلالت مىكند بر اينكه منذرين بايد طايفهاى باشند تا قبول گفتار آنان واجب باشد و طايفه اسم جمع است و حد اقل بر سه نفر و بيشتر دلالت مىكند بنابراين،آيه شامل اخبار يك يا دو نفر نمىشود و در نتيجه حجيت خبر يك يا دو نفر را اثبات نمىكند،پس دليل اخص از مدعاست چون مدعا حجيت خبر واحد است و لو مستفيض نباشد.
ما جواب مىدهيم به اينكه آيۀ شريفه از اين ناحيه اطلاق دارد،يعنى دلالت نمىكند كه حتما بايد اين طايفه هنگامى كه به ميان قوم خود برگشتند به هيئت اجتماعيه و مجموع من حيث المجموع بروند و حلال و حرام الهى را به گوش مردم برسانند،بلكه انذار طايفه مرقوم را به دو صورت متحقق مىشود:
١.مجموع الطائفة بما هو مجموع قوم را انذار كنند پس انذار يك نفر كافى نيست.
٢.مجموع الطائفة بايد قوم خود را انذار كنند،ولى نه به هيئت اجتماعيه،بلكه به نحو انفراد و جداگانه.
حال آيه شريفه اطلاق دارد و شامل هر دو قسم مىگردد و ازقضا اين احتمال ثانى اقوى است؛زيرا موافق با عادت عقلاست.به قول مصباح الاصول:«كما ان طبع الحال و واقع القضية ايضا هو ذلك لان الطائفة النافرة للتفقه فى الدين اذا رجعوا الى اوطانهم لا يجتمعون بحسب العادة فى محل واحد ليرشدوا القوم مجتمعا بل يذهب كل واحد منهم الى ما يخصه من المحل و يرشد من حوله من القوم».
نتيجه از آيۀ نفر به خوبى حجيت خبر واحد استفاده مىشود.
تنبيه:ميرزاى نايينى و به پيروى از ايشان مرحوم مظفر رحمه اللّه از آيه نفر علاوه بر