شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٤ - ١- موضوع مقصد سوم
ادله اربعه به وصف دليليت است.
توضيح مطلب:فلسفۀ اينكه مشهور علما موضوع علم اصول را در ادلۀ اربعه منحصر نمودهاند،آن است كه عند المشهور حجيت اين چهار امر مسلم و معلوم الحجية است فلا بد من ان يلاحظ المشهور هذه الادلة الاربعة بما هو ادله و جعلوها بهذه الملاحظة موضوعا لعلم الاصول،وگرنه وجهى براى اين حصر و اختصاص نيست.با توجه به اين نكته هم به مشهور اعتراض داريم و هم به صاحب الفصول.
اما به مشهور:لازمۀ اين سخن آن است كه بخش عمده مباحث اصولى كه همان مباحث حجت باشد از مسائل اصوليه خارج و در مبادى آن داخل شوند و علم اصول منحصر به يك سلسله مسائل محدود گردد.
اعتراض ما به صاحب الفصول:شما كه موضوع علم اصول را ذات الدليل مىدانيد ديگر چرا مىگوييد موضوع علم اصول ادلۀ اربعه است؟اين تخصيص بىوجه است.
شما بايستى بفرماييد:موضوع علم اصول هر چيزى است كه صلاحيت دارد كه گفتگو شود از دليليت آن و لو بعد البحث براى ما ثابت گردد كه آن چيز حجيت ندارد.
خلاصة الكلام:يا بايد موضوع را ادلۀ اربعه بدانيم و ملتزم شويم به مقالۀ ميرزاى قمى و در نتيجه مهمترين مباحث اصولى داخل در مبادى باشند و يا اگر ملتزم به اين لوازم نيستيم بايد موضوع را تعميم دهيم به تمام امورى كه صلاحيت دليليت دارند فلذا خود ما معتقد به تعميم موضوع هستيم،اين دربارۀ موضوع اصل علم اصول.
دربارۀ موضوع مباحث حجت:در اينجا هم موضوع ذات الدليل است نه الدليل بما هو دليل؛چون در اين مقصد بحث از اصل حجيت داريم.در حقيقت در اين مورد موضوع العلم با موضوع المسأله متحد است؛چنانكه در منطق اين مباحث عنوان شد.
وقتى موضوع ذات الدليل شد وجهى براى اختصاص به ادله اربعه نيست،بلكه تمام امورى كه صالحاند كه دليل باشند بر حكم شرعى عندنا و عند العامه عموما مورد بحث است و در نهايت،ما ثبت انه حجة من هذه الامور نأخذ به و ما لم يثبت طرحناه.
تنبيه:مشهور اصوليين مبحث تعادل و تراجيح را به عنوان خاتمۀ مباحث علم اصول ذكر مىكنند،ولى به نظر ما مبحث تعادل و تراجيح از مباحث اصلى و مهم علم