شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٥ - ١- موضوع مقصد سوم
اصول است و در زمرۀ مسائل حجت داخل است؛زيرا بحث از تعادل دو دليل يا تراجيح احد الدليلين على الآخر هم در حقيقت بحث از حجيت و دليليت است؛ يعنى بحث مىكنيم از اينكه اگر دو دليل تعارض نمودند كدام حجت است و كدام لا حجت؟و خود ما اگرچه در آغاز جزء اول كتاب در رابطه با تقسيم مباحث اصولى به پيروى از مشهور گفتيم:بحث از تعادل و تراجيح را به عنوان خاتمه قرار خواهيم داد، ولى هماكنون از رأى خود عدول كرده و معتقديم كه در مباحث حجت بايد طرح شود يكى به جهت رعايت اختصار و يكى به جهت مناسبت اين بحث با مباحث حجت.
تبصرة فيه تذكره:جناب مصنف دو بار در ضمن بحث فرمودند:بنا بر مبناى ميرزاى قمى لازم مىآيد مباحث حجت از مسائل اصوليه خارج و در مبادى تصوريه آن داخل گردد...به نظر حقير ناتمام است؛زيرا بحث از اصل وجود موضوع كه هل القرآن حجة ام لا؟از مبادى تصديقيه است نه تصوريه و سه شاهد بر اين سخن داريم:
١.تعريف مبادى تصوريه:مبادى تصوريه يك علم عبارت است از مجموعه تعريفها و حدود و رسوم يك علم.ما در اينجا در مقام تعريف و تصور نيستيم،يعنى نمىخواهيم بدانيم كه الكتاب ما هو؟السنة ما هو؟الحجية ما هو؟،بلكه مىخواهيم بدانيم كه هل القرآن حجة؟هل السنة حجة؟و...پس بحث از تصديق است.
٢.در كتاب حاشيه در خاتمه آن در رابطه با اجزاء العلوم،جزء اول را موضوع مىشمارند سپس اشكال معروفى را مطرح نمودهاند كه شق سوم اشكال اين است:او التصديق بوجوده...سپس مىگويد:و الثالث من المبادى التصديقية و شاهدى هم از ابن سينا مىآورد.
٣.شيخ انصارى رحمه اللّه در رسائل(بخش استصحاب،ص ٣١٩مىگويد:نعم يشكل ذلك بما ذكره المحقق القمى فى القوانين و حاشيته من ان مسائل الاصول ما يبحث فيها عن حال الدليل بعد الفراغ عن كونه دليلا لا عن دليليه الدليل و على ما ذكره قدس سره يكون مسئله الاستصحاب كمسائل حجيته الأدلة الظنية كظاهر الكتاب و الخبر الواحد و نحوهما من المبادى التصديقية للمسائل الأصولية،و مرحوم رحمه اللّه در حاشيه همان صفحه مىگويد:تصور الموضوع و اجزائه و جزئياته و تصور معانى الالفاظ