شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٢١ - آيه اول آيه نبأ
ولى به نظر مصنف استدلال به آيه از ناحيۀ مفهوم شرط كافى است و نيازى به استدلال بر مفهوم وصف نداريم.اساسا به نظر ايشان وصف مفهوم ندارد و لكن قبل از استدلال،به عنوان مقدمه مفردات و اصطلاحات آيه را توضيح مىدهد.سه كلمه در آيه بايد تحقيق شود:
١.كلمۀ تبين:اين ماده با همۀ مشتقاتى كه دارد در كلام عرب،دو معنا دارد:
الف.به معناى ظهور الشىء،يعنى هويدا شدن آن.عرب مىگويد:تبين الشىء اى بأن و ظهر و تبين به اين معنا از افعال لازمه است؛يعنى به فاعل تنها معناى آن تمام است و محتاج به مفعول نيست و در قرآن مجيد هم آياتى به همين معنا آمده كه ما به دو آيه اشاره مىكنيم:
يكم.سورۀ بقره آيه ١٨٧: كُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتّٰى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيٰامَ إِلَى اللَّيْلِ؛ ترجمه:بخوريد و بياشاميد تا زمانى كه آشكار شود بر شما رشته سفيد صبح از رشته سياه شب،سپس واجب است كه تمام كنيد روزه را تا شب،در اين آيه كلمه تبين به معناى يظهر و يبين آمده است.
دوم.سورۀ فصلت آيه ٥٣: سَنُرِيهِمْ آيٰاتِنٰا فِي الْآفٰاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتّٰى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ؛ ترجمه:ما همواره نشانههاى وجود خود را به آنان ارائه مىدهيم چه در آفاق و چه در انفس و جانهاى آنان تا براى آنان روشن شد كه خداى حق است يا قرآن حق است.در اين آيه هم يَتَبَيَّنَ به معناى يظهر آمده است.
ب.به معناى ظهور على الشىء است و اين خود دو جور معنا شده است:
يكم.ظهور على الشىء يعنى اطلاع و آگهى از يك شىء و استكشاف آن شىء.
دوم.ظهور على الشىء به معناى طلب علم به آن شىء و يا به عهده گرفتن علم به يك شىء است.
عرب مىگويد:تبينت الشىء اى علمته و استكشفته و يا مىگويد:تبينت الشىء اى تصديت للعلم به و طلبته مادۀ تبين به اين معنا يكى از افعال متعديه است كه نياز به مفعول دارد و تبين به معناى طلب العلم همراه با نوعى تثبت و تأنى است؛يعنى آهسته و با احتياط و تامل گام برداشتن و در اطراف مسئله به كاوش پرداختن؛زيرا تحصيل