شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٧١ - تنبيه
الاحتمال بطل الاستدلال.
تنبيه
با اينكه بسيارى از علما شهرت فتواييه را حجت نمىدانند؛با اين حال هنگامى كه به كتب فقهيه و شيوۀ فقهاى كرام مراجعه مىكنيم مىبينيم كه بزرگان علما جرأت نمىكنند كه در برابر قول مشهور بايستند و با آن مخالفت كنند،مگر يك دليل بسيار +روشن داشته باشند تا در پناه آن مخالفت كنند،نه تنها جرأت مخالفت ندارند،بلكه پيوسته مىكوشند كه دليلى هرچند خيلى قوى نباشد بر وفق قول مشهور به دست آورند و در پناه آن طبق مشهور فتوا دهند،اما اين عمل نه به خاطر تقليد از اكثريت است كه هرچه را اكثر گفتند ما چشمبسته عمل كنيم و نه به خاطر حجت دانستن شهرت است،بلكه به خاطر بزرگ شمردن آراى و نظريات دانشمندان است بهويژه اگر اين فقها از مدققين و قهرمانان اين ميدان باشند البته اين شيوه اختصاص به فقها ندارد،بلكه در كليه فنون و علوم جارى است در هر رشتهاى كه يك جمع قابل ملاحظهاى بر امرى معتقد باشند ديگران با اين جمع جرأت مخالفت نمىكنند مگر دليلى بسيار قوى و متقن و روشن به روشنى آفتاب عالمتاب داشته باشند.و فلسفۀ امر آن است كه هر انسان منصفى هنگامى كه ملاحظه مىكند كه ٨٠%اين جمعيت بر عقيدهاى استوار شدهاند و او اين عقيده را قبول نكرده با خود اين فكر را مىكند كه شايد من در اشتباه هستم و شايد در جهل مركب هستم لذا خيلى آسان جرأت نمىكند با قول اكثريت مخالفت كند و هذا امر طبيعى.
البته در هر كارى انتخاب حد وسط را بايد نمود كه«خير الامور اوسطها»و امت اسلام امت وسط است اعمالش هم بايد اعمال وسط باشد،از افراط و تفريط بايد پرهيز كرد،برخى از انسانها دچار تفريط شده و تنها به فكر و رأى خويش اعتماد مىكنند اينان مستبدان به رأى هستند و به قول امام على عليه السّلام:«من استبد براية هلك».
متقابلا يك دسته دچار تفريط هستند؛يعنى براى خود و فكر خويش هيچگونه ارزشى قائل نيستند و استقلال فكرى ندارند،بلكه دچار شخصيتزدگى گرديدهاند