شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٣٤ - ظهور تصورى و تصديقى
١.در بناى عقلا انسان عقل خود را به كار نمىبرد كه ببينم عقل من چه مىگوييد بلكه اجماع عقلا را مد نظر قرار مىدهيم،ولى در حكم العقل كارى با عقل ديگران و عقلا نداريم،بلكه به عقل خود مراجعه مىكنيم و او را قاضى قرار مىدهيم و عقل حكم مىكند و چهبسا به كلى از بناى عقلا بىاطلاع باشيم.
٢.بناى عقلا يك امر عملى است كه همۀ عقلا عملا چنين كارى مىكنند و لو به زبان قراردادى نبسته باشند فى المثل تمام عقلا به خبر ثقه عمل مىكنند و...،ولى حكم العقل يك قضاوت است كه عقل هر عاقلى حكم مىكند به اين امر و لو بسيارى از عقلا طبق حكم عقل عمل نكنند فى المثل عقل مىگويد:الكذب قبيح،ولى انسانها عملا آنجا كه پاى منافع شخصىشان در ميان باشد به راحتى دروغ مىگويند يا عقل مىگويد:العدل حسن،ولى انسان عملا طغيان و ستمگرى مىكند يا مثلا عقل مىگويد:رجوع جاهل به عالم واجب است پس اگر حقيقتى را نمىدانى بپرس تا بدانى:فاسئلوا اهل الذكر ان كنتم لا تعلمون،ولى عملا انسان در موارد بسيارى خجالت مىكشد و يا روى جهات ديگر سؤال نمىكند.
در خاتمه:به نظر مصنف،بهترين دليل براى اثبات حجيت قول لغوى همين وجه است و تاكنون دليلى بر رد آن نيافتم و به عقيدۀ من اين استدلال بىاشكال است.
ظهور تصورى و تصديقى
مرحوم ميرزاى نايينى در كتاب ارزشمند فوائد الاصول(جزء سوم و چهارم،ص ٤٩ و ٥٠ظهور يا دلالت را به سه قسم منقسم نمودهاند و فرمودهاند:هر كلامى كه از هر متكلمى صادر مىشود و داراى نسبت تامه انشائيه يا خبريه است،سه نوع دلالت دارد:١.دلالت تصوريه ٢.دلالت تصديقيه غير كاشفه و يا مراد به ارادۀ استعماليه.
٣.دلالت تصديقيه كاشفه از مراد واقعى متكلم.
درباره هريك از اين اقسام چند بحث كوتاه داريم.ابتدا دربارۀ دلالت تصوريه:
١.تعريف دلالت تصوريه:دلالت تصوريه عبارت است از دلالت فردفرد مفردات و هيئات الفاظ و كلمات كلام متكلم بر معانى حقيقيۀ خودشان(چه آن معنا