شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٣٣ - حجيت قول لغوى
دليل سوم:حكم العقل:اين استدلال نيز چند مرحله دارد:
١.هر انسان عاقلى اگر به عقل و وجدان خود مراجعه كند قضاوت خواهد كرد به اينكه جاهل بايد به عالم رجوع كند و اين حكم عقل مستقل از آن احكام عقليهاى است كه مورد اتفاق همۀ عقلاى عالم بما هم عقلاست.
٢.در مبحث ملازمات عقليه به ثبت رسيد كه:كل ما حكم به العقل حكم به الشرع، يعنى ميان حكم عقل و شرع ملازمه هست پس ما از طريق ملازمۀ قطعيه نظر شارع و حكم شرعى را استخراج مىكنيم.
٣.در مبحث حجت به اثبات رسيد كه چنين حكم قطعى عقلى حجيت هم دارد پس به درد ما نحن فيه هم مىخورد.
٤.در باب لغت هم دانشمند لغوى عالم به لغات است و به حكم قانون فوق بايد به او مراجعه شود پس به حكم عقل مستقل وجوب رجوع جاهل به عالم را ثابت كرديم و اين حكم عقل هم حجيت دارد.
تذكرة:از جمله ادلۀ وجوب تقليد عامى از مجتهد همين حكم عقل مستقل است.
بيان ذلك:عامى جاهل به حكم است و مجتهد عالم به حكم است و عند العقل رجوع الجاهل الى العالم واجب است پس رجوع عامى به مجتهد واجب است منتهى تفاوت مورد بحث ما با مبحث رجوع عامى به مجتهد آن است كه طبق ادلۀ فراوان در مجتهد يك سرى شرايط هم معتبر است و آن اينكه بايد:١.عادل باشد.٢.مرد باشد.
٣.شيعه دوازدهامامى باشد و..،ولى اين شرايط در ساير مصاديق رجوع الجاهل به عالم وجود ندارد فى المثل در رجوع مريض به طبيب شرط نيست كه پزشك عادل هم باشد،امامى هم باشد و...،بلكه كافى است مورد وثوق باشد و عقل رجوع به وى را تجويز كند.
تبصره:طبق بيانى كه در تذكره آورديم پس اين آيه كه قرآن مىفرمايد: فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ امر ارشادى خواهد بود و مولويت ندارد تا اطاعت و عصيان علىحدهاى داشته باشد.
تنبيه:فرق بين حكم عقل و بناى عقلا چيست؟