شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٩٠ - اجماع منقول
اقسامى دارد:
١.گاهى ناقل اجماع،اجماع دخولى را نقل مىكند.
٢.گاهى ناقل اجماع،اجماع لطفى را نقل مىكند.
٣.و گاهى ناقل اجماع،نقل مىكند اجماع حدسى را و...
اجماع دخولى:همانطور كه اجماع دخولى محصل حجت بود،ولى با كمال تاسف عام المنفعه نبود،يعنى در دوران غيبت وجود خارجى نداشت،همچنين منقول آن نيز حجت است،ولى تا به حال احدى از علما ادعا نكرده چنين اجماعى را،دليل بر حجيت اجماع دخولى منقول آن است كه چنين نقل اجماعى داخل در خبر واحد بوده و مصداقى از مصاديق خبر واحد است و در نتيجه مشمول ادلۀ اربعۀ حجيت خبر واحد خواهد بود؛زيرا ناقل،مستقيما سخن امام را نقل مىكند اگرچه شخص امام را به تفصيل نشناخته اما اين لزومى ندارد و در پيشانى خبر واحد نوشته نشده كه حتما معصوم را به تفصيل بشناسيم بلكه شناخت اجمالى هم كافى است پس اين قسم از اجماع منقول داخل در خبر واحد است و به همان ادله،حجت است و بلكه اين قسم از اجماع منقول به مراتب از خبر واحد بالاتر است به دليل اينكه چهبسا پارهاى از خبرها داراى وسائط متعدد باشند مثلا عن زراره عن محمّد بن مسلم عن ابى بصير عن الصادق عليه السّلام،ولى اين قسم از اجماع وسائط متعدد ندارد و به اصطلاح اهل حديث،عالى السند است.بنابراين،اجماع منقول دخولى از محل بحث خارج است و منحصرا كلام در ساير اقسام اجماع منقول به خبر واحد است كه آيا حجيت دارند و از ظنون معتبره هستند يا خير؟فى المثل شيخ طوسى رفته و فتاواى علماى عصر خود را تتبع كرده و تحصيل اجماع كرده آنگاه به مقتضاى قانون لطف كه مورد قبول شيخ بوده قطع به قول معصوم پيدا كرده سپس مىگويد:اجمعت الامامية على كذا...يا مثلا ميرزاى قمى رفته و فتاواى همه علما را در همۀ اعصار به دست آورده و حدس قطعى به قول معصوم پيدا كرده،سپس آمده و ادعا مىكند كه:اجمع العلماء على كذا و...حال چنين اجماع منقولى كه براى ناقل قطعآور و براى منقول اليه ظنآور است آيا از جملۀ ظنون خاصه و معتبره است كه از تحت اصل اولى در باب ظنون خارج شده باشد و يا در