شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٩ - المقصد الثالث مباحث الحجة
صغريات روح و ارزش مىبخشد و بدون آن وجود صغريات كالعدم است،در مباحث حجت بيان مىشود.
در يك كلام،نتيجۀ مباحث مقصد اول و دوم،تحصيل صغرا و نتيجۀ مباحث مقصد سوم،تحصيل كبراى كلى است و اين دو به ضميمۀ هم ما را به مقصد اصلى يعنى استنباط احكام شرعيه مىرسانند.دو مثال:
الف.در مباحث الفاظ به اثبات رسانديم كه مشتقات ظهور در ما تلبس بالمبدأ فى الحال دارند و يا صيغۀ افعل ظهور در وجوب دارد.در مباحث حجت ثابت خواهيم كرد كه«كل ظاهر حجه»؛سپس اين كبرا را به آن صغريات منضم ساخته و مىگوييم:صيغۀ أفعل ظهور در وجوب دارد(صغرا)،و هر ظاهرى حجت است (كبرا)پس ظهور أفعل در وجوب حجت است(نتيجه).سپس اين استدلال را به عنوان مشعلى فروزان و نورافكنى قوى به دست گرفته و به سراغ آيات و روايات مىرويم و هرجا مصداق آن را يافتيم،تطبيق نموده و نتيجه مىگيريم.
ب.در مباحث عقليه ثابت كرديم كه عقل به وجود ملازمه ميان حكم عقل به حسن عدالت حاكم است و يا قبح ظلم و ميان حكم شارع به وجوب اين امور(در باب مستقلات عقليه)؛يا عقل به اينكه ملازمه هست ميان وجوب مقدمه شرعا با وجوب ذى المقدمه شرعا حاكم است و يا عقل مىگويد:بين وجوب شيئى شرعا و حرمت «ضد»آن شرعا«غير مستقلات»ملازمه است و در مباحث حجت ثابت خواهيم كرد كه اين حكم عقلى حجت است يعنى مىتوانيم از طريق ملازمه حكم شرعى را-كه لازم است-استكشاف نموده،سپس اين كبراى كلى را به آن صغريات ضميمه كنيم،و نتيجه مىگيريم:وجوب شرعى عدل،حرمت شرعى ظلم وجوب شرعى مقدمه حرمت شرعى ضد و...
نكتۀ ششم:حال كه با اهميت و ارزش زيربنايى اين مباحث آشنا شديم،بر خود فرض و لازم مىدانيم كه بهطور مستقصى و همهجانبه دربارۀ اين مسئله گفتگو نماييم و تمام امورى كه علماى اسلام اعم از شيعه و سنى در طول تاريخ به عنوان منابع فقه و تشريع اسلامى پذيرفتهاند عموما يا خصوصا مورد بررسى و كنكاش علمى قرار