شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٧٠ - دليل سوم دلالت بعضى از اخبار
هم كه عمل مىكنيم در صورتى است كه مشهور باشد و وقتى مناط شهرت بما هى شهرة شد مىگوييم حكم وجوب اخذ داير مدار شهرت است و هرجا كه شهرت باشد وجوب اخذ هم هست بنابراين،فتواى مشهور هم مثل حديث مشهور حجت خواهد بود.
جواب:جناب مصنف از هر دو بيان جواب مىدهند:
جواب بيان اول:قبول داريم كه ماء موصوله از مبهمات است و نياز به معين دارد و لكن لازم نيست كه معين او حتما صلۀ او باشد،بلكه گاهى به وسيلۀ صله تعيين مىشود و گاهى به وسيلۀ قرائن خارجيه و در اينجا سؤال قبل معين اين موصول است؛زيرا سؤال از حديث بوده كه زراره مىگويد:يأتى عنكم الخبران و الحديثان المتعارضان فبايّهما نعمل؟جواب هم بايد مطابق با سؤال باشد پس به قرينۀ سؤال مقدم معلوم مىشود كه مراد حديث مشهور است نه مطلق المشهور بما هو مشهور.
تنظير:ما نحن فيه نظير آن است كه شخصى از تو مىپرسد:كداميك از برادرانت را بيشتر دوست مىدارى؟شما در جواب مىگويى:من كان اكبر منى،در اينجا احدى توهم نمىكند كه اين حكم در جواب عام باشد و مراد تو اين باشد كه هركسى كه از من بزرگتر است و لو برادر تو نباشد،بلكه دشمن تو باشد،جاى چنين توهمى نيست بلكه هركسى مىفهمد،مراد تو برادر بزرگتر است و يا به قول شيخ در رسائل (ص ٦٦:«الا ترى انك لو سئلت عن ان اى المسجدين احب اليك؟قلت ما كان الاجتماع فيه اكثر هل يحسن للمخاطب ان ينسب اليك محبوبية كل مكان يكون الاجتماع فيه اكثر بيتا كان او خانا او سوقا و كذا لو أجبت عن سؤال المرجح لأحد الرمانين فقلت ما كان اكبر».
جواب بيان ثانى:پس از اينكه قبول كرديد كه مراد از ماء موصوله خصوص خبر مشهور است مىگوييم:ظاهر اين جمله آن است كه امام حكم را معلق نموده بر خصوص شهرت خبرى پس مناط شهرت خبرى است نه مطلق الشهرة بخصوص كه ضمير در اشتهر هم برمىگردد به ماء موصوله،يعنى بالحديث المشهور هواى الحديث،و يا لااقل احتمال مىدهيم كه مناط خصوص شهرت خبرى باشد و اذا جاء