شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٦٩ - دليل سوم دلالت بعضى از اخبار
اذن فتخير احدهما فتاخذ به ودع الشاذ النادر».
اين حديث از مصاديق كامله و بارزه جبران ضعف سند به شهرت عملى است با اينكه حديث تنها در كتاب غوالى اللئالى نقل شده و به قول شيخ در رسائل(ص ٢٢٠:
«الا انها ضعيفة السند و قد طعن صاحب الحدائق فيها و فى كتاب غوالى اللئالى و صاحبه فقال ان الرواية المذكورة لم نقف عليها فى غير كتاب الغوالى مع ما هى عليها من الارسال و ما عليه الكتاب المذكور من نسبة صاحبه الى التساهل فى نقل الاخبار و الاهمال و خلط غثها بسمينها و صحيحها بسقيمها كما لا يخفى على من لاحظ الكتاب المذكور»،ولى به قول خود شيخ در صفحۀ ٤٤٧ اين حديث شهرت عملى دارد و شهرت عملى جبران مىكند ضعف سند آن را.محل شاهد ما در اين حديث اين جمله است:«خذ بما اشتهر بين اصحابك و دع الشاذ النادر».كيفيت استدلال به اين جمله براى اثبات حجيت شهرت فتواييه از دو جهت و به دو بيان است:
١.بيان اول:مراد از ماء موصوله در خذ بما اشتهر مطلق چيزى است كه شهرت دارد اعم از اينكه آن شىء مشهور حديث و روايت باشد و يا فتوا باشد پس ما موصوله به اطلاقش شامل فتوى المشهور هم مىشود،سؤال به چه دليل مراد از موصوله مطلق الشىء المشهور است؟
جواب:به دليل اينكه ماء موصوله همانند ساير موصولات از اسماء مبهمات است و نيازمند به يك تعيينكننده و تفسيركننده است و آن تفسير در موصولات عبارت است از صلۀ موصول و در اينجا صله عبارت است از اشتهر و اشتهر شامل مىشود هر شىء مشهور را چه حديث باشد و چه فتوا،پس به اطلاق اين جمله تمسك نموده و حجيت شهرت را اثبات مىكنيم.
٢.بيان دوم:برفرض كه مراد از ماء موصوله خصوص حديث و خبر مشهور باشد و لكن باز هم ثابت مىكنيم كه اين حديث هر امر مشهورى و لو فتوا را شامل است.
بيان ذلك:امام عليه السّلام در اين حديث حكم وجوب اخذ به حديث را معلق و منوط ساخته بر شهرت و فرموده خذ بما اى بالحديث المشهور از اين تعليق استفاده مىشود كه در خود حديث خصوصيتى نيست،بلكه معيار شهرت است و به حديث