شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٤١ - ب دليل حجيت خبر واحد از سنت
حديث:«اكتب و بث علمك».
تقريب استدلال:اگر خبر واحد حجت نبود هرگز ائمه عليهم السّلام تشويق و ترغيب نمىكردند در نقل احاديث و نوشتن و ابلاغ آنها به ديگران.
طايفه پنجم:رواياتى كه در مقام مذمت و توبيخ كذابين و برحذر داشتن اصحاب از اعتماد به كذابين وارد شده مانند آنچه كه شيخ در رسائل نقل كرده:«قال الصادق عليه السّلام:انا اهل بيت صديقون لا نخلو من كذاب يكذب علينا و قوله عليه السّلام:ان الناس أولعوا بالكذب علينا كان اللّه افترض عليهم و لا يريد منهم غيره».
كيفيت استدلال:اگر مسلمانان و اصحاب الائمه عليهم السّلام به خبر واحد عمل نمىكردند ديگر مجالى براى دروغ بستن بر معصومين عليهم السّلام نبود و بازار كذابين و واضعين حديث گرم نمىشد و به دنبال آن جايى براى خوف معصومين عليهم السّلام از جعل اكاذيب و انتساب آنها به ائمه عليهم السّلام نبود و موردى براى برحذر داشتن اصحاب از كذابين نبود و...پس معلوم مىگردد كه عمل به خبر واحد عند المسلمين متعارف و مرسوم بوده و لذا ائمه عليهم السّلام با تمام تلاش آنان را از اينگونه روايات قلابى برحذر مىداشتند.
نتيجۀ نهايى:شيخ انصارى فرموده است:از مجموع روايات استفاده مىكنيم كه ائمه عليهم السّلام بر عمل به خبر واحد و لو گمانآور راضى بودند به دليل اين اخبار متواتره كه ذكر شد.
مقدار دلالت:شيخ انصارى فرموده است:قدر مسلم آن است كه از اين طوايف روايى حجيت خبر واحد ثقه به دست مىآيد،يعنى خبر واحدى كه عقلاى عالم به احتمال خلاف در آن اعتنا ندارند و بدان عمل مىكنند و شاهد بر اينكه قدر متيقن خبر ثقه است عبارت است از وجود الفاظى از قبيل ثقه،صادق،مامون عليه و...كه در برخى از روايات مذكوره آمده و اما رواياتى هم كه اطلاق دارند حمل مىكنيم بر مقيد براساس قانون مسلم اصولى.
ان قلت:آيا از اين روايات عدالت هم استفاده مىشود كه راوى حديث بايد عادل هم باشد تا حديث وى حجت باشد يا خير؟
قلت:خير،بيشتر روايات از قيد عدالت خالى بوده و اطلاق دارند،بلكه در روايات