شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٢٢ - آيه اول آيه نبأ
علم بدون تأنى درنگ للّه كردن ممكن نيست،و در قرآن هم مادۀ تبين به همين معنا آمده است:در سورۀ نساء آيه ٩٤ مىفرمايد: إِذٰا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللّٰهِ فَتَبَيَّنُوا؛ ترجمه:اى مؤمنان،هنگامى كه در راه خدا گام برمىداريد(به جهاد مىرويد)،تحقيق كنيد و به كسى كه اظهار صلح و اسلام مىكند نگوييد:مسلمان نيستى.شاهد بر اينكه طلب العلم متضمن معناى تثبت است اينكه بعضى از قراء از قبيل ابن مسعود در آيه مذكور بهجاى فَتَبَيَّنُوا ،فتثبتوا قرائت نمودهاند و در آيۀ مورد بحث ما هم فَتَبَيَّنُوا به معناى فتثبتوا است و لذا در اين آيه هم بهجاى تبينوا،فتثبتوا قرائت شده از اينجا معلوم مىشود كه تبين و تثبت از هم جدا نيستند و معناى آيه به قول زمخشرى در تفسير كشاف(ج ٤،ص ٣٦٠چنين است:« إِنْ جٰاءَكُمْ فٰاسِقٌ بِنَبَإٍ فتوقفوا فيه و تطلبوا بيان الامر و انكشاف الحقيقة و لا تعتمدوا قول الفاسق».
٢.جملۀ« أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهٰالَةٍ »:در اين عبارت از لحاظ ادبى دو احتمال وجود دارد:
الف.مشهور مفسرين و ادبا و اصوليين مىگويند:اين جمله،جمله استينافيه است و ربطى به قبل از لحاظ فاعل يا مفعول يا خبر بودن براى ما قبل ندارد،بلكه در مقام بيان علت است براى حكم ما قبل چون در ما قبل اين كلام خداوند فرموده است:در اطراف خبر فاسق تحقيق و تفحص كنيد،گويا كسى مىپرسد:چرا تفحص كنيم؟ فلسفۀ وجوب تثبت چيست؟خداوند جواب داده است: أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهٰالَةٍ؛ مبادا قومى را از روى جهالت اصابت كنيد.به دنبال اين بيان مشهور علما ناگزير شدهاند براى فعل«تبينوا»كه متعدى است مفعولى را مقدر گرفته و بگويند:تقدير اين است كه«فتبينوا صدقه من كذبه».آنگاه چون كلام بعدى جملۀ مستانفه است و ربطى به قبل ندارد به منظور ارتباط آن با ما قبل گفتهاند:در اينجا مضافى مقدر است و يا لام تعليلى مقدر است و مراد اين است كه خشيه أن تصيبوا،حذار أن تصيبوا،كراهة أن تصيبوا،لئلا تصيبوا...
مصنف گفته است كه ما بر اين تقدير گرفتن نه قرينهاى از خود آيه داريم و نه قرائن از خارج آيه كه مقتضاى قواعد ادبياتى باشد،بلكه كاملا خلاف قانون ادبى است كه