شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٣٢ - آيه دوم آيه نفر
حكم نباشد،بلكه خبر واحد باشد وگرنه اين تدبير شارع لغو و عبث بود.در پايان به چند نكته اشاره مىكنيم:
١.بر استدلال به آيۀ نفر براى حجيت خبر واحد اشكالاتى وارد شده كه در كتب مفصله معنون است،ولى مصنف مىفرمايد با اين بيانات ما بسيارى از آن معضلات حل شد فلا حاجة الى ذكرها وردها.
٢.بعضىها مدعى شدهاند كه استدلال به اين آيه براى حجيت خبر واحد متوقف است بر اثبات وجوب نفر،يعنى اول بايد ثابت كنيم كه نفر الطائفه واجب است سپس نتيجه بگيريم حجيت قول آنها را.به گفته مصنف،نيازى به اثبات وجوب نفر نيست.
اگرچه او با شواهدى وجوب نفر را ثابت كرده است،ولى حاجتى نيست؛بلكه كافى است كه ثابت شود كه نفر الطائفه از سوى شارع جعل شده،حال به نحو وجوب جعل شده باشد يا به نحو رخصت و اذن به نحو رخصت هم باشد كافى است؛به دليل اينكه نفس اين معنا كه شارع اين طريقه را جعل نموده و اذن داده لازمهاش آن است كه عند الشارع قول اين طايفه در نقل احكام حجت است وگرنه اين ترخيص لغو و عبث بود فلا حاجة الى اثبات الوجوب للنفر...
٣.مشهور علما مىگويند:استدلال به اين آيه براى حجيت خبر واحد متوقف است بر اثبات وجوب حذر عند الانذار،يعنى اول بايد ثابت كنيم كه حذر بر مردم واجب است تا از اين راه كشف كنيم حجيت نقل طايفه را،آنگاه در مقام بيان وجوب حذر هريك راهى را رفتهاند بعضىها از طريق كلمۀ لعل پيش آمدهاند چنانكه در مصباح الاصول(ص ١٨٤آمده است:«كلمة لعل ظاهرة فى كون ما بعدها غاية لما قبلها كما يظهر من مراجعة موارد استعمالها...و حيث ان الحذر جعل فى الآية غاية للانذار الواجب فيستفاد منها كونه واجبا لا محالة».گروهى از طريق حسن الحذر پيش آمدهاند و گفتهاند:جمله لعلهم يحذرون برفرض بر وجوب حذر دلالت نكند لااقل بر حسن حذر و بجا بودن آن دلالت دارد و حسن حذر در موردى است كه مقتضى حذر باشد و مقتضى حذر عذاب است و هرجا كه عذاب آمد حذر واجب است،نه مستحب.پس به گفته صاحب معالم:«عند انذار الطائفة يجب الحذر و هذا يدل على