شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٤٣ - ب اعتبار عدم ظن به خلاف
نداشته باشد؟
مقدمه:كلامى كه از متكلم صادر مىشود و عند النوع ظهور در معنايى دارد گاهى نزد شخص سامع افادۀ قطع مىكند در اثر خوشباورى سامع(افراط)و گاهى نزد شخص سامع هم بالفعل مفيد ظن به وفاق است مثل نوع مردم و گاهى نزد سامع نه قطع به وفاق مىآورد و نه ظن،بلكه مفيد شك و احتمال متساوى الطرفين است و گاهى نزد سامع بالفعل مفيد و هم به وفاق است كه قهرا اين وهم همراه دارد ظن به خلاف ظاهر را.با حفظ اين مقدمه مىگوييم:مرحوم كلباسى صاحب اشارات فرموده است:در اين بناى عقلاييه بر اخذ به ظواهر در مرتبۀ اولى بايد ظن فعل به وفاق بياورد و در مرتبه ثانيه اگر هم ظن فعلى به وفاق را لازم ندانستيم لااقل اين مقدار مسلم است كه نبايد مفيد ظن فعلى به خلاف باشد براى شخص سامع وگرنه جلوى اخذ به ظاهر گرفته مىشود.از اين سخن ساير علما هريك جوابى داده و تفصيلى را برگزيدهاند مثلا شيخ جوابى دارد و آخوند جواب ديگرى و جناب مظفر جواب سومى و...كه در اصول فقه تنها به جوابيه آخوند و خود مصنف استقلالا اشاره شده و به تفصيل شيخ انصارى هم ضمنا اشاره خواهد شد.
جواب آخوند:ايشان فرموده است:يگانه مدرك حجيت ظواهر بناى قطعيۀ عقلاييه است و در اين بنا ملاك نوع است اگر براى نوع اين كلام افادۀ ظن به مراد مىكند حجت است و اگر براى نوع مفيد ظن به خلاف باشد حجت نيست و اما ظن فعلى ملاك نيست نه ظن فعلى به وفاق لازم است و نه ظن فعلى به خلاف مضر است در اين بناى عقلاييه به دليل اينكه وقتى ما به عقلا مراجعه مىكنيم مىبينيم عند العرف موالى بر عبيد و بالعكس به همين ظواهر كلمات احتجاج مىكنند و اگر عبد عذر بياورد كه براى من از اين كلام ظن به وفاق پيدا نشد و يا ظن به خلاف پيدا شد به هيچكدام اعتنا نمىكنند و اين بهانهها را نمىپذيرند.
جواب مظفر رحمه اللّه:جناب مظفر اطلاق جواب آخوند را كه فرمود:«ظن فعلى به خلاف اصلا ضرر نمىزند»،قبول ندارد و يك تفصيل سهپهلو مىدهند كه ضمنا نظر به سخن شيخ هم دارند.