شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٥٧ - د دليل حجيت خبر واحد از بناى عقلا
حال ظن حاصل از خبر واحد ثقه از همين قبيل است،پس به نحو تخصصى از آيات فوق بيرون است و شاهد مطلب آن است كه در روايات اسلامى هم راوى و هم امام حجيت قول ثقه را مسلم گرفته و در كبراى كلى سخنى نگفتهاند و تنها سخن در صغراست كه راوى مىپرسد آيا يونس بن عبد الرحمن ثقه است يا خير؟پس در باب خبر واحد سيرۀ عقلاييه محكم است.
٢.جواب ميرزاى نايينى:آيات ناهيۀ از عمل به ماوراى علم شامل خبر ثقه نمىشود و خبر ثقه خروج موضوعى دارد به دليل اينكه آيات مىگويند:از ماوراى علم و يا از ظن متابعت نكنيد و در نزد عقلا عمل به خبر ثقه عمل به ماوراى علم نيست،بلكه عمل به علم است به دليل اينكه و لو در باب خبر ثقه ٢%احتمال خلاف هست،ولى عقلاى عالم و عرف عام به اين احتمال ضعيف اعتنا نمىكنند و خبر ثقه را به چشم علم نگاه مىكنند و با خبر ثقه معاملۀ علم مىكنند،يعنى همانطور كه اگر يقين وجدانى داشته باشند ترديد به خود راه نداده و آن عمل را انجام مىدهند همچنين اگر فرد موثقى به آنان اطلاع دهد باز هم عمل مىكنند پس خبر ثقه علم است منتهى علم دو قسم است:
الف.علم وجدانى كه احتمال خلاف در او راه ندارد.
ب.علم عادى يا اطمينان كه با احتمال خلاف ضعيف هم مىسازد.
پس عمومات آيات ناهيه صلاحيت ندارند كه رادع باشند و دليل خاص ديگرى هم مبنى بر رادعيت از عمل به خبر ثقه نداريم پس خبر ثقه حجت است(اين جواب براساس حكومت مولوى بودن آيات است).
٣.جواب مصنف:اگر اين آيات صلاحيت رادعيت از عمل به خبر ثقه داشت هرآينه اين امر در ميان مسلمين معروف مىگشت و ائمه عليهم السّلام كه عالمان حقيقى به علوم قرآناند بيان مىكردند و زبان به زبان مىگشت تا به دست ما مىرسيد و در نتيجه اين سيرۀ عقلاييه در نزد مسلمين و نسبت بخصوص احكام شرعيه منقطع الآخر مىشد درحالىكه مكرر گفتهايم كه سيرۀ مسلمين از صدر اسلام تا به امروز براساس عمل به خبر ثقه بوده است.