شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٧٦ - ١٥- حجيت امرى اعتبارى است يا انتزاعى؟
اصطلاحات نيستيم؛زيرا بناى ما در اين كتاب بر اختصار است و به مقدارى كه مرتبط به ما نحن فيه است عنوان مىكنيم.بنابراين مىگوييم:آنچه از سخنان بيشتر علماى شركتكنندۀ در اين بحث برمىآيد اين است كه مقصود از اعتبارى،ما ينسب اليه الجعل اولا و بالذات و حقيقة،و مراد از انتزاعى،ما ينسب اليه الجعل مجازا ثانيا و بالعرض است.مراد اصوليين آن است كه ما در اينجا يك جعل بيشتر نداريم كه آن جعل واحد نسبت داده مىشود به چيزى حقيقتا و ناميده مىشود به اعتبارى مثل اباحۀ تصرف و به چيز ديگر مجازا و ناميده مىشود به انتزاعى مثل ملكيت،نظير اسناد الحركة الى السفينة و الى جالسها كه يك حركت است،ولى همين حركت واحده نسبت به سفينه اولا و بالذات است و نسبت به جالس ثانيا و بالعرض است؛نه اينكه در ما نحن فيه دو جعل باشد در طول هم كه يك جعل استقلالى است و يك جعل تبعى نظير اسناد وجوب به ذى المقدمه و به مقدمات آنكه در آنجا دو جعل و دو مجعول حقيقى است،ولى جعل الوجوب براى ذى المقدمه استقلالى و براى مقدمه تبعى است.
حال كه با معناى انتزاعى و اعتبارى آشنا شديم،آيا حجيت و ساير احكام وضعيه از امور اعتباريه هستند؟يعنى در حقيقت متعلق جعل شارع هستند و يا از امور انتزاعيهاند؟يعنى بالعرض مجعولاند نه بالذات؟به عقيدۀ مصنف،اگر مراد از اعتبارى و انتزاعى اين معنا باشد حق آن است كه كليه احكام وضعيه شأنشان شأن احكام تكليفيه است؛يعنى همانطور كه احكام تكليفيه از امور اعتباريه شرعيه هستند و اسناد جعل به آنها حقيقى است هكذا احكام وضعيه هم از قبيل حجيت و ملكيت و زوجيت و رقيت و...از اعتباريات شرعيه هستند و اسناد الجعل به آنها حقيقى است.
هكذا احكام وضعيه هم از قبيل حجيت،ملكيت،زوجيت،رقيت و...از اعتباريات شرعيه هستند و اسناد الجعل به آنها حقيقى است.
بيان ذلك:جعل يا ايجاد بر دو قسم است:١.جعل تكوينى يا خلقت و آن عبارت است از ايجاد الشىء در خارج و تكوينا مثل خلق زيد،آفرينش حيوانات و...٢.جعل اعتبارى يا تنزيلى و آن عبارت است از ايجاد الشىء فى عالم الاعتبار و التنزيل؛يعنى