شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٧٣ - ١٥- حجيت امرى اعتبارى است يا انتزاعى؟
الف.امور واقعيه؛
ب.امور اعتباريه؛
ج.امور انتزاعيه.
واقعيات عبارتاند از امورى كه مابازاء خارجى دارند و در جهان خارج حقيقتا وجود دارند مانند تمام واقعيات مجرده و ماديه و جواهر و اعراض،خداوند در خارج موجود است،فرشتگان در خارج موجودند و...
اعتباريات عبارتاند از امورى كه صرفا در جهان اعتبار وجود پيدا مىكنند،ولى مابازاء خارجى ندارند و چون اعتبارى است قهرا تابع اعتبار معتبر خواهد بود؛يعنى تا مادامىكه معتبر اعتبار كند آن معتبر هست و به مجرد رفع اعتبار نابود مىگردد البته شخص معتبر چه خداوند و چه عقلاى عالم و چه سلطان يك مملكت در خارج حقيقتا موجودند،خود اعتبار هم حقيقتا موجود است چون حالتى از حالات روانى معتبر است،ولى شىء معتبر يك وجود فرضى و اعتبارى و تنزيلى دارد.دو مثال:
١.سجده كردن و به خاك افتادن در برابر غير تعظيم حقيقى است،ولى قيام نمودن به احترام قادم يا دست بلند كردن و يا برداشتن كلاه از سر و...بالاعتبار تعظيم هستند و لذا به حسب اعتبارات عقلاى عالم مصاديق تعظيم فرق مىكند و هر گروهى چيزى را علامت تعظيم مىدانند و به شيوۀ خاصى تعظيم مىكنند برخلاف سجده كه به اعتبار عقلا فرقى نمىكند و چون سجده تعظيم حقيقى است پس در برابر غير خدا جايز نيست.
٢.پول،طلا و نقره پول است حقيقتا و ارزش واقعى دارد و لذا به اختلاف اعتبارات مختلف نمىشود،ولى پول اسكناسى پول است اعتبارا و متكى بر پشتوانه طلا است و خودش ارزش ذاتى ندارد و لذا با رفتن نظامى و آمدن نظام ديگر آن اسكناسها از ميدان خارج شده و اسكناس ديگر با علايم ديگر به ميان مىآيد.
انتزاعات عبارتاند از امورى كه خود آنها نه در عالم خارج موجودند و نه در عالم اعتبار،بلكه منشأ انتزاع آنها در خارج يا در وعاء اعتبار موجود است مثل عنوان عليت و معلوليت كه انتزاع مىشوند از علت و معلول خارجى تكوينى و مثل عنوان سببيت