شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٧١ - ١٤- مصلحت سلوكيه
برخى از تلامذۀ مرحوم شيخ افزودهاند.
بيان ذلك:شيخ در جلسه درس خود فرموده كه در عمل طبق اماره مصلحت وجود دارد نه در مؤداى آن شاگردان شيخ مكرر بر شيخ اعتراض كردهاند كه اين همان قول به سببيت است؛زيرا عمل طبق اماره چيزى جداى از مؤداى اماره نيست اين اعتراضات سبب شده كه شيخ به برخى از شاگردانش دستور دهد تا وى عبارت را تصحيح كند و او كلمه امر را افزوده است.
و على كل حال آن مقدارى كه از كلام شيخ مىتوان فهميد در رابطه با فرق ميان سببيت محضه و مصلحت سلوكيه آن است كه بنا بر قول به سببيت محضه،مصلحت در ذات العمل است،ولى بنا بر قول به مصلحت سلوكيه مصلحت در خود عنوان سلوك است نه در ذات العمل و آن تالى فاسدى كه قول به سببيت دارد اين قول ندارد و لكن مصنف معتقد است اين فرق در صورتى تمام است كه ما بتوانيم ثابت كنيم كه عنوان سلوك و استناد شيخ با ذات العمل،يعنى صلاة الجمعة مثلا به دو وجود موجوداند و اتحاد در وجود خارجى ندارند و بر يك حقيقت انطباق ندارند،بلكه هريك مابازاء خاصى دارند،ولى اثبات اين معنا مشكل است به دو جهت:
١.ما هرچه دقت مىكنيم مىبينيم عنوان سلوك و متابعت اماره خارجا وجود مستقلى وراى وجود ذات الفعل و مؤداى اماره ندارد مثلا اگر اماره قائم بر وجوب جمعه شود قائل به سببيت مىگويد در صلاة الجمعة خارجى كه مكلف انجام مىدهد مصلحت وجود دارد و شما هم مىگوييد در متابعت از اين اماره مصلحت است متابعت اماره،يعنى همان ايجاد صلوه جمعه در خارج پس هر دو يكى هستند و تالى فاسدى كه دامنگير معتزله بود دامن شما را هم مىگيرد.
نعم:تنها در يك صورت عنوان سلوك از عنوان ذات العمل جدا مىشود و داراى وجود مستقل مىگردد و آن در صورتى است كه از استناد و سلوك،متابعة الامارة فى الخارج اراده نشود،بلكه مراد از استناد،يعنى مكلف بنا بگذارد و قلبا ملتزم شود كه من اين عمل را به استناد اماره انجام مىدهم،اين معنا از استناد،يعنى بناگذارى با ذات الفعل فرق دارد و به دو وجود موجودند؛زيرا ذات الفعل يك عمل جوارحى