شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٣١٠ - دليل از اجماع
مقدارى كه قطعى است آن است كه صحابۀ رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بعضا اجتهاد به رأى نمودهاند،ولى اجتهاد به رأى شعبههايى دارد از قبيل قياس،استحسان،مصالح مرسله و روشن نيست كه اجتهادات صحابه از كدام نوع است؟و نيز براى ما روشن نيست كه اين اجتهادات بر چه اساسى بوده،آيا براساس توجيه و تاويل نصوص بوده است؟ (كه متأسفانه شيوه ناپسند توجيهگرى در طول تاريخ در ميان عالمان متعصب آنها بوده و هست)و يا براساس جهل به نصوص بوده؟و يا براساس بىاعتنايى به نصوص بوده؟و يا هر سه امر باهم بوده؟چهبسا برخى از صحابۀ رسول خدا هم توجيهگر بوده و هم جاهل در برخى موارد و هم مستهين به نصوص.
پس در صدر اسلام و دوران صحابۀ رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قدر متيقن آن است كه اجتهاد به رأى بوده،ولى حدود آن ممتاز نبوده،بعدها در قرن دوم و سوم كه دوران نشو و نماى مذاهب اربعۀ اهل سنّت است اجتهاد به رأى تقسيمبندى و شعبهشعبه مىشود و حدود قياس و استحسان و مصالح مرسله از يكديگر جدا مىشود،ولى در صدر اسلام مشخص نبوده.
اينك چند نمونه از اجتهادات خلفاى ثلاث:
الف.اجتهادات ابى بكر: ما به عنوان نمونه به داستان مالك بن نويره و خالد بن وليد اشاره مىكنيم كه قبلا بيان نموديم و سخن ابى بكر اين بود كه:«اجتهد برأيه فأخطا»و اين جمله در ميان عامه معروف است و آنها كثيرا ما اين را به كار مىبرند.
ب.اجتهادات عمر:
١.جملۀ معروفۀ عمر بن الخطاب:«متعتان كانتا على عهد رسول اللّه انا محرمهما و معاقب عليها حج تمتع و نكاح موقت».
٢.داستان صلاة تراويح:به عقيدۀ شيعه نمازهاى نافله را به جماعت نمىتوان گذارد،مگر نماز عيد فطر،عيد اضحى،صلاة الاستسقاء؛ولى به عقيده مذاهب اربعۀ عامه نوافل را مىتوان به جماعت خواند.مراد از صلاة تراويح،نمازهاى نافله ماه رمضان است كه عمر به مسجد آمده ديد كه مردم به نماز نافله مشغولاند.فرمان داد كه نافله را به جماعت بگذارند.شبى ديگر ديد چراغها روشن و مردم صف بستهاند و