شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٣١١ - دليل از اجماع
تراويح را به جماعت مىگذارند.پرسيد:چه خبر است؟گفتند:مسلمانان نماز سنت را به جماعت مىكنند.گفت:بدعة و نعم البدعة.
وجه تسميه صلاة تراويح:ابن اثير در نهايه(ج ٢،ص ٢٧٤گفته است:«و منه حديث صلاة التراويح،لانهم كانوا يستريحون بين كل تسليمتين و التراويح جمع ترويحه و هى المرة الواحدة من الراحة تفعيلة منها مثل تسليمة من السلام».
٣.ديگر از اجتهادات عمر برداشتن جملۀ شريفۀ حى على خير العمل از اذان است و افزودن الصلاة خير من النوم در اذان صبح بهجاى آن است.
٤.ديگر از كارهاى او آن است كه دستور داد تا مردمان دستبسته نماز بخوانند و تا به امروز اين سنت جارى است.
٥.ديگر از كارهاى او آن است كه طلاق در عهد رسول خدا و در مدت خلافت بكر و دو سال هم در زمان حكومت عمر به اين طريقه بود كه اگر در مجلسى زنى سهطلاقه مىشد،يكى محسوب مىشد عمر گفت اين كار بر مردمان دراز مىشود و دستور داد سهطلاقه در يك مجلس باشد و تا به امروز اين بدعت ميان اهل سنّت!! باقى است.و نمونههاى فراوان ديگرى كه مرحوم علامه در كتاب كشف المراد فى شرح تجريد الاعتقاد آورده است و مرحوم مقدس اردبيلى در كتاب ارزشمند حديقة الشيعة آورده است.
ج.اجتهادات عثمان:
١.آتش زدن قرآنها:مرحوم مقدس اردبيلى در حديقة الشيعة(ص ٢٩١آورده است:چون كار خلافت بر عثمان مستحكم شد اراده كرد قرائت قرآن را به روش زيد بن ثابت قرار دهد.منادى ندا كرد كه صحايف قرآن نزد هركه باشد بياورد و اگر كسى ابا كند جبرا و قهرا بگيرند،عبد اللّه بن مسعود مصحفى داشت كه مكروه مىداشت طريق خود را تغيير دهد و در آن تصرف كند و چون مىدانست مدعاى عثمان تبديل ترتيب قرآن است هنگامى كه عثمان كسى فرستاد و مصحف او را طلبيد او نداد، عثمان خود به خانه او رفت و مصحف را جبرا بيرون آورده نسخهاى از آن برداشت و او را نيز همانند ساير مصاحف سوزانيد،سپس ابن مسعود را كشت و وقتى به عايشه