شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٩٩ - الف آيا قياس موجب علم است؟
اخير معين گردد و نتيجه بگيريم كه همان يكى علت حرمت است.
٢.مىدانيم كه ربا در گندم حرام است اما نمىدانيم فلسفۀ حرمت آن چيست؟ نخست احتمالات مسئله را استقراى مىكنيم كه مثلا سه امر است:
الف.يا علت حرمت ربا در گندم داشتن طعم خاصى است؛
ب.و يا علت حرمت قوت بودن آن است؛
ج.و يا علت حرمت مكيل بودن آن است.
(مكيل در مقابل موزون و معدود است توضيح اينكه برخى از اشياء عند الناس به كيل معامله مىشود كالحنطة و الشعير و...و برخى از اجناس به وزن فروخته مىشود مثل ميوهجات و برخى از چيزها به شمارش دادوستد مىشود مثل تخممرغ،گردو...
و البته معيار در هريك چه امرى است؟اختلافى است و شايد معيار عرف هر بلدى باشد فراجع الى الكتاب المكاسب للشيخ،ص ١٩٢.
سپس مىگوييم:طعم علت حرمت ربا نيست چون شايد امور ديگرى واجد اين طعم باشد،ولى اين حكم را نداشته باشد و كذلك القوت،فتعين الاحتمال الثالث كه علت حرمت ربا مكيل بودن آن است و وقتى اين فلسفه استنباط شد مىتوانيم حكم را تعميم دهيم و بگوييم:شعير هم از مكيلات است پس ربا در آن حرام است و...
اقول:جناب مظفر از اين طريقه سبر و تقسيم پاسخ مىدهند،مقدمه بايد بدانيم كه شيوۀ تقسيمبندى احتمالات يك مسئله دوگونه است:
١.گاهى به طريقه تقسيم حصر عقلى است.
٢.و گاهى به شيوۀ استقرايى است.
طريقه حصر عقلى يا قسمت ثنائيه آن است كه امر داير باشد بين نفى و اثبات كه متناقضين هستند و ارتفاع يا اجتماعشان محال است.فى المثل:كلمه يا داراى معناى مستقل هست يا نيست،اگر نباشد حرف است و اگر باشد يا مقترن باحد الأزمنة الثلاثة هست يا نيست،اگر باشد فعل و اگر نباشد اسم است،اين تقسيم ثنايى است و يا مثلا الموجود اما ممكن الوجود و اما غيره و الممكن اما مادى او غيره و المادي اما نامى او غيره و النامى اما احساس او غيره و الحساس اما ناطق او غيره و...