شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٢٥ - طرق اثبات ظواهر
الف.در باب اشتراك لفظى كه يك لفظ داريم و چند معنا كه براى هريك جداجدا وضع شده و تعيين يكى از اين معناى به هنگام استماع آن لفظ محتاج به قرينۀ معينه است از قبيل رايت عينا جارية،رايت عينا جارية،رايت عينا باكية،رايت عينا لبالمرصاد و...
ب.در باب مجاز كه اگر از يك لفظ بخواهيم يك معناى مجازى را اراده كنيم محتاج به قرينهايم فى المثل اگر بخواهيم از كلمه اسد رجل شجاع را اراده كنيم بايد بگوييم رايت اسدا يرمى يا رايت اسدا فى الحمام با رايت اسدا يصارع و...
٦.هرگاه قرينۀ مقاميه يا مقاليه در كلام نباشد آن كلام در معناى حقيقى ظهور پيدا مىكند و مخاطب حكم مىكند به اينكه همين معناى حقيقى مراد متكلم است،ولى به هنگامى كه قرينه آمد ظهور اولى كلام را تغيير داده و طبق مدلول قرينه براى كلام ظهور پيدا مىشود و لا فرق كه قرينه متصل به كلام باشد مثل اكرم العلماء الا الفساق منهم و يا منفصل از كلام باشد مثلا اول بگويد:اكرم العلماء و پس از مدتى بگويد:
لا تكرم الفساق منهم.
پس از تبيين اين مقدمات،وارد مطالب اصلى شده و در چهار مقام گفتگو مىكنيم:
١.طرق اثبات ظواهر،
٢.حجيت قول لغوى،
٣.ظهور تصورى و تصديقى،
٤.حجيت ظواهر.
طرق اثبات ظواهر
گاهى يقين داريم كه فلان لفظ ظهور در فلان معنا دارد حال بالوضع يا بالقرينه اين ظهور براى ما احراز مىگردد و گاهى ما يقين داريم كه فلان لفظ ظهور در فلان معنا ندارد در هريك از اين دو صورت ما مشكلى نداريم به دليل اينكه در فرض اول به همان ظاهر كلام اخذ مىكنيم و در صورت دوم كه وجهى براى اخذ به آن معنا نيست چون ظهورى نيست،ولى گاهى ما شك داريم كه آيا فلان لفظ ظهور در فلان معنا دارد يا خير مثلا نمىدانيم كه آيا لفظ اسد در معناى حيوان مفترس ظهور دارد يا خير؟در