شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢١٤ - وجه حجيت عقل
اينجا روشن شد كه نقش اصلى را عقل نظرى بازى مىكند كه هم در مستقلات و هم در غير مستقلات حكم به ملازمه است.و اما عقل عملى تنها نمىتواند در باب مستقلات عقليه آنهم در خصوص تحسين و تقبيح عقلى ادراك و حكم دارد و نه بيش از آن.
وجه حجيت عقل
پس از بيان سه امر گذشته به اصل مطلب مىپردازيم و آن عبارت است از وجه حجيت حكم عقل.پس مىگوييم:بعد از اينكه ما قطع به ملزوم پيدا كرديم كه ملزوم در مستقلات عقليه حكم عقل و در غير مستقلات عقليه حكم شرع است و پس از اينكه قطع به ملازمه بين حكم شرعى با حكم شرعى ديگر يا حكم عقلى با يك حكم شرعى پيدا كرديم آنگاه بدون ترديد قطع به لازم كه همان حكم شرعى باشد پيدا خواهيم كرد و وقتى قطع آمد حجيت آن ذاتى است و هر قطعى از هر راهى و براى هركسى و در هر مكانى كه حاصل شود حجت و لازم الاتباع است و كسى نمىتواند در حجيت آن مناقشه كند چرا كه كبراى كلى حجية العقل قابل مناقشه نيست.آرى،شما مىتوانيد در اصل ملزوم خدشه كنيد و بگوييد چنين حكمى شرعا يا عقلا ثابت نيست و يا اگر ملزوم را پذيرفتيد مىتوانيد در اثبات ملازمه خدشه كنيد و بگوييد چنين ملازمهاى بين حكم عقل و شرع نيست چنانكه ما خود در بخش ملازمات عقليه هم در قسمت مستقلات و هم غير مستقلات در بسيارى از موارد خدشه كرديم و گفتيم در مواردى كه عقل به ملاك عادت يا انفعالات نفسانيه حكم مىكند ملازمهاى نيست و نيز در مسئله مقدمه واجب و مسئله ضد و مسئله دلالة الهى على الفساد فى المعاملات ملازمهاى نيست و در موارد ديگر ملازمه هست مثل باب تحسين و تقبيح عقلى و باب اجزاء و باب اجتماع امر و نهى بنا بر قول به امتناع و باب دلالت نهى بر فساد در عبادات اما پس از قبول ملزوم و قبول ملازمه ترديدى در حجيت عقل نيست.
تقويت مطلب:اگر حكم عقلى حجت نباشد از چه طريقى مىتوانيم صانع را اثبات كنيم؟از كدام طريقى توحيد صانع اثبات شود؟از چه طريقى نبوت نبى ثابت گردد؟از