شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢١٦ - وجه حجيت عقل
كرديم.
٤.برفرض كه ملازمه باشد ميان حكم عقل و حكم شرع آيا حكم شرعىاى كه از راه ملازمه عقليه تحصيل مىشود همانند حكم شرعى مستنبط از كتاب و سنت حجت و واجب الاتباع است يا خير؟در اين مرحله نيز طرف بحث اخبارى با اصولى است اخبارى مىگويد:حكم عقل و ادراكات عقليه حجيت ندارد و اصولى مىگويد حكم عقل حجيت است اين بخش خود داراى سه شاخه است كه از اختلاف تعابير اخبارىها درست مىشود:
١.پس از اينكه از طريق ملازمه براى ما قطع به لازم،يعنى حكم شرعى پيدا شد آيا شارع مقدس مىتواند حجيت اين قطع را نفى كند و بگويد:اين قطع شما حجت و واجب الاتباع نيست و فقط قطع حاصله از طريق كتاب و سنت حجت است و طريق به سوى واقع يا خير؟جواب اين سؤال را در مقدمه هفتم از مقدمات مباحث حجت داديم و آن اينكه حجيت قطع ذاتى اوست و يا لااقل لازمه ذاتى قطع است و ذاتيات يا لوازم ذات نه مجعول به جعل تأليفى قرار مىگيرند؛زيرا تحصيل حاصل پيش مىآيد و نه مسلوب به سبب تأليفى واقع مىشوند وگرنه مستلزم تناقض يا سلب الشىء عن نفسه است،پس جواب سؤال بالا منفى است؛يعنى شارع نمىتواند حجيت را از قطع سلب كند و بگويد:هذا القطع ليس بحجة،(لا تناله يد الجعل نفيا و اثباتا).
٢.برفرض محال اگر شارع بتواند حجيت را از قطع سلب كند آيا سراغ داريم جايى را كه شارع مقدس در خارج چنين كارى كرده باشد،يعنى حجيت را از قطع سلب كرده باشد يا خير؟به عبارت ديگر آيا در آيه يا روايتى از معصومين عليهم السّلام وارد شده كه حكم العقل ليس بحجة و القطع الحاصل من طريق العقل لاعتبار به يا وارد نشده است؟
گروهى از اخبارىها مسلكها مىگويند:آرى،شارع مقدس ما را از اخذ به حكم عقل منع نموده و مدعى هستند كه احكام شرعيه در حق ما انسانها منجز نمىشود، يعنى مخالفتشان عقاب ندارد مگر آن دسته از احكامى كه از طريق كتاب و سنت به دست ما رسيده باشد و اما احكام شرعيهاى كه توسط حكم عقل به دست آيد حجت