شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٤٦ - ج دليل حجيت خبر واحد از اجماع
جواب:اين تعبير در ميان قدما از علما رايج و متداول بوده و شيخ طوسى هم در عدة الاصول چنين تعبيرى دارد و ظاهرا مراد متقدمين از سكون نفس همان جزم و يقين است نه مجرد اطمينان و لو به سرحد يقين نرسد اگرچه در ميان متأخرين مراد از سكون نفس همان اطمينان است.
نكته:شايد اين وجهالجمعى كه شيخ انصارى بيان نموده از عملكرد خود سيد و اتباع او استنباط نموده به دليل اينكه سيد اگرچه در مقام مباحثات علميه گفته به خبرهايى كه موجب قطع نباشند عمل نمىكنيم و وقعى نمىنهيم،ولى در مقام عمل در موارد بسيار،در استنباطات فقهيهاش به خبر واحد ثقه عمل نموده و لذا شايد اين شيوۀ عملى سيد و اتباع او سبب اين توجيه شيخ گرديده.
ان قلت:شايد سيد كه به آن روايات عمل مىكرده از اين باب بوده كه يا اين اخبار به نزد سيد خبر متواتر بودند و يا خبر واحد مع القرينة القطعيه نه مجرد از آن.
قلت:اين احتمال خيلى بعيد است،بلكه ملحق به عدم است،بلكه محال عادى است؛زيرا چگونه ممكن است اينهمه روايات كه سر از دهها هزار درمىآورد عند السيد همگى متواتر و يا همراه با قرائن قطعيه باشد؟!
مصنف گفته است كه بعد الّتي يا و التى ما چه بتوانيم اين دو اجماع متناقض را توجيه بكنيم و چه نتوانيم معتقديم كه ادعاى شيخ طوسى كه فرموده است:حجيت خبر واحد اجماعى است يك ادعاى مقبول و تام است و ما اين را اختيار مىكنيم و براى اين مدعا شواهدى هم در دست داريم و قبل از بيان اين مؤيدات به دو نكته اشاره مىكنيم:
١.در عبارت مصنف آمده است:«و ان لم يكن عادلا بالمعنى الخاص».به نظر مىرسد مراد ايشان از عدالت بالمعنى الخاص همان عدالت در مقام شهادت است در مقابل مطلق الوثاقة كه عدالت در روايت باشد چنانكه در صفحۀ ٢٠١ معالم الاصول مىخوانيم:«و نقل المحقق عن الشيخ انه قال يكفى كون الراوى ثقة متحرزا عن الكذب فى الرواية و ان كان فاسقا بجوارحه و ادعى عمل الطائفة على اخبار جماعة هذه صفتهم و در حاشيه همان صفحه مرحوم ملا صالح مىفرمايد:المستفاد من كلام