فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧ - سخن بوعلی
- تأثیری که اینها بهطور متقابل قائل هستند شاید از همان اصل کلی ناشی بشود (اصل تأثیر متقابل).
استاد: بله، ولی در تأثیر متقابل پدیدهها، دیگر اولویتی برای هیچ کدام نسبت به دیگری قائل نیستیم.
- بحث دیگری که دارد این است که عیناً مثل فسیلها که ما با شناختن فسیلها ادوار تکامل طبیعی را میتوانیم بشناسیم، آنقدر ابزار تولید نقش تعیین کننده در تعیین تحول و تشکل دورهها دارد که کافی است ما مشخص کنیم که در این سال این جامعه ابزار تولیدش چه بوده است تا براساس آن با یک رابطه خطی مشخص تعیین کنیم که نظام تولیدی آن جامعه چه بوده، نظام اقتصادی آن چه بوده، نظام فکری، هنری، سیاسی، مذهبی و حقوقی آن چه بوده است.
استاد: همان مسئله شناخت است که بار دیگر میآورد؛ یعنی کلید و مفتاح شناخت این است نه آن. اینها اتفاقاً عکسش را باید بگویند و تازه آن هم دلیل چیزی نمیشود. ببینید، این مسئله که چیزی را با چیزی بشود شناخت، در منطق میگویند که هم معلول را از طریق علت میشود شناخت و هم علت را از طریق معلول، فرق نمیکند؛ یعنی اینکه ما بتوانیم چیزی را به وسیله چیزی بشناسیم، دلیل اولویتی برای آن چیز نمیشود. و حتی در مسئله شناخت، دو چیزی که هیچ کدام علت و معلول نباشند بلکه فقط به دلیل اینکه جزو یک دستگاهی هستند و همهشان معلول یک علت هستند باز میتوانند معرف یکدیگر باشند.
حال این مثال را برایتان عرض میکنم. در باب بدن انسان، ما نمیتوانیم یک اولویتی قائل باشیم، مثلًا بگوییم استخوانها اولویت دارند، علتاند برای سلسله اعصاب یا برای عضلهها، ماهیچهها، برای خون و ... همچنین برای اینها نمیتوانیم اولویت قائل باشیم. یا در مورد چشم و گوش نمیتوانیم بگوییم چشم علت است برای گوش، یا گوش علت است برای چشم. ولی امروز یک حرفی مطرح است، میگویند آنچنان تناسب و هماهنگی میان تمام اعضای بدن هست که با شناختن یک عضو از اعضای بدن تمام