فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٦ - ایرادها
کباب کردن غلام کنید باید محصول کار او نه تنها زندگی خودش بلکه لااقل قسمتی از زندگی صاحبش را نیز تأمین نماید.» پس به عکس تصور دورینگ ایجاد بردگی ارتباطی به زور ندارد و همچنین ناشی از فکر بکر فلان فیلسوف نیست، بلکه انقلاب اقتصادی که در دوره نئولیتیک توسط اهلی کردن حیوانات و پیشرفت صناعت و فلاحت و مبادله تکمیل شد رابطه متقابل و مستقیمی با تقسیم اجتماعی کار داشت. از این تاریخ کم کم بردگی از لحاظ اقتصادی امکان پذیر گردید و بالاخره در ابتدای دوره تمدن و از آغاز دوره تاریخ، اجتماع به دو طبقه مشخص تقسیم شد: طبقه آقا و طبقه برده، و همین انقلاب اقتصادی باعث متلاشی شدناجتماع اشتراکی و قبیلهای بدوی و ایجاد اجتماع طبقاتی اولیه شد.
خلاصه مطلب این است که ابزار تولید تکامل پیدا کرد، اعاشه افرادی به حساب افراد دیگر امکان پذیر شد و از همین جا جامعه یک قدم به سوی تکامل برداشت؛ یعنی یک دورهای پشت سر افتاد و دورهای دیگر که متکاملتر از آن است به جلو آمد که دوره بردگی باشد، چطور؟ میگوید همین قدر که این قضیه ممکن شد، بعد قبایل که با یکدیگر میجنگیدند به جای اینکه اسرای یکدیگر را بکشند و یا اینکه گوشتشان را کباب کنند (اعم از این که گوشتشان را بخورند یا نه) فکر کردند که یک راه بهتر پیدا کردند: اینها را نمیکشند، بلکه به کار وادار میکنند و از محصول کار آنها استفاده میکنند. قبلًا برده داری صرف نمیکرد چون اگر برده را نگه میداشت باید خرجیاش را به او میداد، باید خودش کار میکرد و میداد او بخورد، در صورتی که هیچ کسی زیادتر از [نیاز] خودش نمیتوانست کار کند، ولی حالا برده میتواند به حساب او کار کند. از اینجا یک طبقه مفت خوار به وجود آمد و جامعه به دو طبقه تقسیم شد: طبقه زحمتکش و طبقه مفت خوار.
ایرادها
اینجا یک سؤال و جواب هست. ما اینجا فرض کردیم که جامعه یک قدم رو به تکامل برداشت. اگر تکامل را از نظر ابزار تولید بگیریم، شک ندارد که ابزار تولید تکامل پیدا کرده و به حدی رسیده که انسان میتواند ذخیره داشته باشد. بعد ما میخواهیم ببینیم که آیا از نظر مدنیت انسانی و تمدن انسانی هم جامعه رو به تکامل رفته است یا نه؟ از نظر تولید