فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨١ - پیدایش مذهب
استاد: نقش روشنفکر. اگر حرکت تاریخ جبری است پس من چه تبلیغ بکنم چه تبلیغ نکنم او کار خودش را انجام میدهد. خیلی تعبیر خوبی بود که نه، در عین حال روشنفکر میتواند با کار خودش جریان طبیعی را تسریع کند. به همین دلیل که تبلیغ که یک کار روبنایی است میتواند تسریعی در کار زیربنایی انجام بدهد میتواند بُطئی هم در آن به وجود بیاورد یعنی کاری بکند که آن را به تأخیر بیندازد ولی سرنوشت محتوم، قطعی است. یک سرنوشت قطعی ما اینجا داریم، کار ما فقط این است که میتوانیم آن را جلو یا عقب بیندازیم. این مقدارها برای بشر نقش قائل هستند.
پیدایش مذهب
- بعد باز توضیحاتی داده درباره همین ایدئولوژیها که الآن مورد بحث بود. مثلًا در مورد مذهب مثال زده که ایدئولوژیهایی که ایجاد شده، از نتایج مناسبات طبقاتی بوده و طبقه حاکم ایجاد کرده برای نگه داشتن وضع موجود: «این تأسیسات مثلًا شامل کلیساها و مساجد و برای نشر عقاید مذهبی که اصل آن در همه مذاهب ایمان به معاد است میباشد. عقیده معاد ناشی از یک مناسبات مخصوص اجتماعی مبنی بر تقسیم طبقاتی و آقایی و بندگی است.»
بعد حتی مثالی هم زده، در حالی که اگر میخواهد صحبت بندگی و آقایی را بکند چنانچه توحید و عبادت و اینها را بگوید مناسبتر است. «به قسمی که میدانیم خود تقسیم طبقاتی ناشی از یک مرحله تکاملی ابزار تولیدی میباشد؛ یعنی در آخرین تحلیل، عقیده معاد نتیجه خصلت قوای تولیدی است.»
استاد: در تأیید نظر شما ممکن است به بیان اینها این ایراد وارد باشد. اینها گاهی مثلًا در باب مذهب این حرف را میگویند که مذهب اختراع طبقه حاکمه است. معنای این مطلب این میشود که پس از آنکه تضاد میان دو طبقه به وجود آمد طبقه حاکمه برای اینکه وضع خودش را حفظ کند در آن حال مذهب را خلق و ایجاد کرده و بنابراین مذهب هیچ نقش مثبت در هیچ شرایطی ندارد.
- یعنی مولود طبیعی و جبری واقعیات نیست.