فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٢ - جبر تاریخ و مسئله آزادی و اختیار
همت و خواست انسانها بوده. امروز هم اگر مردمی تصمیم بگیرند میتوانند؛ حالا اینکه نمیگیرند مسئله دیگری است. ولی یک چیزهایی هست که به تصمیم انسانها بستگی ندارد، یک مرحله مشخص از تاریخ است؛ تا تاریخ به آن مرحله نرسد امکان وجود ندارد. این دومی مبتنی بر یک اصولی است که اولًا جامعه از خودش یک موجودیت دارد؛ یعنی اگر ما خیال کنیم که جامعه موجودیت ندارد و فرد موجودیت دارد و وجود جامعه وجود اعتباری است، اشتباه است. جامعه وجود حقیقی دارد، اعم از آنکه- مثل بعضیها- برای فرد وجود اعتباری قائل باشیم یا برای فرد هم وجود حقیقی قائل باشیم.
ثانیاً جامعه که وجود حقیقی دارد، یک حقیقت متحوّل و متطوّر است، یک حقیقت ساکن نیست؛ نظیر حیوانات از جنبه زیست شناسی. از جنبه زیست شناسی قبلًا اغلب فکر میکردند که انواع یک وضع ثابتی دارند، مثلًا گوسفند از وقتی که در دنیا به وجود آمده گوسفند بوده و همیشه هم گوسفند باقی خواهد ماند. بعد نظریه تکامل پیدا شد و ثابت کرد که حیوانات یک مراحل تطوّر و تکاملی را طی کردهاند و این مراحل تطوّر و تکامل بر اساس یک سلسله قوانین مشخص است و هر حیوانی در هر مرحلهای که وجود پیدا کرده یک مرحله مشخص از تاریخ بیولوژی را طی کرده است؛ یعنی این گوسفند اگر امروز به صورت گوسفند وجود دارد و اگر از تاریخِ وجود گوسفند مثلًا پنجاه هزار سال میگذرد، در یک میلیون سال قبل نمیتوانسته وجود داشته باشد، گوسفند فقط در یک مرحله معین از تاریخ زیست شناسی میتوانسته وجود داشته باشد. گوسفند یک پدیدهای است به دنبال یک سلسله پدیدههای دیگر که تا آن پدیدهها دوره تاریخ خودشان را طی نمیکردند نوبت به این نمیرسید. یا مثل جنین. مثلًا جنین انسان به صورت یک سلول هستهای در رحم وجود پیدا میکند، بعد مراحلی را طی میکند تا میرسد به آن مرحله نُه ماهگی که آماده برای تولد میشود. آن مرحله نُه ماهگی یک مرحله مشخصی از مراحل جنین است، نمیتواند قبل از آن وجود داشته باشد و نمیتواند بعد از دو سال وجود داشته باشد، یک مرحله مشخصی است.
جبر تاریخ و مسئله آزادی و اختیار
حال با این مقدماتی که عرض کردم که جامعه یک وجود عینی و حقیقی دارد و این وجود حقیقی یک وجود متطوّر و متحوّل است یعنی تاریخ جامعه یک تاریخ ساکن نیست یک تاریخ متحوّل و متطوّر است و سوسیالیسم یک مرحلهای از تاریخ زندگی اجتماعی است،