فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٩ - اجتماعی یا انفرادی بودن انسان
اجتماعی یا انفرادی بودن انسان
- کلمه «کمون» که از همان لاتین است به معنی جمع و اجتماع است. در اینکه چرا بشر بهطور جمعی زندگی میکرده، نویسنده با استناد به حرف مارکس تئوری روبینسون کروزوئهای تاریخ بشر و اینکه بشر بالاجبار زندگی فردی را ترک و زندگی جمعی را انتخاب کرده مسخره کرده است. او میگوید اینطور نیست، بلکه اجتماعی بودن ذاتی انسان است و همچنان که جذب بعضی از حشرات به وسیله نور خورشید یک امر طبیعی است و از قوانین فیزیکی پیروی میکند، اجتماعی زیستن انسان هم دارای قوانین فیزیکی است. میگوید: «این جذب و دفع دارای پایه مادی است که بر حواس مؤثر بوده و بدون تردید فقط از لحاظ مقیاس با جذب برخی از حشرات توسط نور آفتاب تفاوت دارد.» یعنی اجتماعی بودن زندگی انسان هم یک امر غریزی است.
استاد: نه، با غریزه تفاوت دارد. مسئله اجتماعی بودن انسان همان مسئله معروف قدیمی است که از زمان ارسطو مطرح بوده است. ارسطو طرفدار این بوده که انسان به اصطلاح قدمای ما مدنی بالطبع است. «مدنی» نسبتِ به مدینه است. مدینه یعنی شهر. این کلمه ترجمه یک لغت خاص قدیمی یونانی است و آن لغت است. علت آن هم