فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٣ - دوره اشتراک اولیه و خانواده
سرمایه دارهای دنیا میکنند آنها هم میکنند. مثلًا اینها رباخواری را دزدی میدانند. خوب، اینها در داخل خودشان رباخواری نمیکنند چون مالکیتی وجود ندارد.
وقتی مالکیتی نباشد، دیگر رباخواری هم نیست. مثل این است که اگر در جایی آب وجود نداشته باشد لجن هم وجود ندارد. کسی نمیتواند بگوید که مثلًا در شهر شما این همه لجن وجود دارد، در ده ما اصلًا لجن وجود ندارد، چرا؟ چون آنجا آب وجود ندارد. خوب، وقتی که آب وجود ندارد لجن هم وجود ندارد، کرم هم وجود ندارد. اگر آب بود کرم نبود، لجن نبود، خزه نبود، آنوقت تعریف دارد. الآن مثلًا قرضهایی که کشورهای کمونیستی به کشورهای دیگر میدهند همه روی حساب رباست.
در مورد مذهب هم الآن یکی از مصیبتهایشان این است: اینها خیال میکردند که وقتی زندگی طبقاتی رفت مذهب هم از بین رفته است. در صورتی که یکی از مشکلات در خود همین شوروی گرایش جوانهای شوروی به مذهب است که دائماً در حال مبارزه هستند و گزارشهای رسمی که از خود آنها میرسد شکایت و گله است که باز چرا در میان جوانان گرایش به مذهب پیدا شده است.
دوره اشتراک اولیه و خانواده
مسئله دیگر مسئله خانواده است. اینها به دو اصل معتقدند که یک اصلش مورد قبول دیگران هم هست و دیگری نه. میگویند در دوره اشتراک اولیه هم یک نوع تقسیم کار براساس جنسیت برقرار بوده، یعنی مرد یک نوع کار داشته زن نوعی دیگر. این خودش یک حقیقتی است و ردّ بر کسانی است که به نام تساوی حقوق زن و مرد میخواهند تفاوت را از بین ببرند. اینها میگویند در دوره اشتراک اولیه هم کارهای خشن و کارهای بیرون خانه با مرد بوده است و کارهای درون خانه با زن، و قهراً صاحب اختیار کارها، ابزار و وسایل بیرون مرد بوده است، صاحب اختیار کارها، وسایل و ابزار درون خانه زن بوده است.
ولی اینها معتقدند که خانواده به آن معنی که امروز وجود دارد یعنی اختصاص، در آن دوره وجود نداشته، زوجیت وجود نداشته و فرزندان فقط فرزندان مادران به حساب میآمدند و یک نوع اشتراک جنسی یا به تعبیر دیگر کمونیسم جنسی حکمفرما بوده است. تز مارکس و انگلس این بود که از جمله اموری که باید در کمونیسم نهایی به وجود بیاید همین کمونیسم جنسی است و اینکه باید مسئله خانواده بکلی نفی بشود و از بین برود.