فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٧ - نظریه عرضه و تقاضا
میکند، ماشین است که تولید میکند. ولی اساساً باید برویم سراغ ماشین که اصلًا ماشین قابل تملک خصوصی هست یا نیست، چون ماشین یک اختراع و یک پیشرفت فنی و علمی است و پیشرفتهای علمی اصلًا معلول مغز یک نفر نیست که آن یک نفر از اول بتواند این را به فرد دیگر بفروشد که آن فرد یک پولدار گردن کلفت است و او هم هرچه دل خودش میخواهد بیاید مالک خصوصی بشود. عمده مسئله در اینجا همین مسئله ماشین است.
ارزش
مسئله دیگری که در اینجا هست مسئله ارزش است. این آقایان روی مبنای خودشان چنین گفتهاند که نموّ سرمایه داری معلول کار اضافی کارگر است، حالا از چه راه؟ آمدند مسئله ارزش را مطرح کردند که اصلًا ارزش چیست؟ در باب ارزش میگویند که ما دو نوع ارزش داریم: یکی ارزش استعمال و دیگر ارزش مبادله. ارزش استعمال یعنی اینکه اشیاء این ارج را برای انسان داشته باشند که انسان در عمل و در زندگی از آنها سود ببرد. ارزش مبادله یعنی اینکه برای یک شیء به یک میزان معینی بها در جامعه تعیین میشود یعنی اگر شیئی به نحوی باشد که در جامعه قابل معاوضه باشد به طوری که این را داد و در مقابل آن چیزی گرفت ناچار یک میزان معینی بها دارد (ملاک آن میزان معین را عرض میکنیم). مثلًا یک من گندم میدهد و دو من جو میگیرد. اینجا میگوییم که ارزش مبادلهای یک من گندم برابر است با دو من جو. یا یک مثقال طلای مسکوک میدهد ده من گندم میگیرد؛ میگوییم که ارزش یک مثقال طلای مسکوک برابر است با ده من گندم. این را ارزش مبادله میگوییم.
این مسئله مطرح است که منشأ ارزش مبادله چیست. اینکه ارزش مبادلهای گندم دو برابر ارزش مبادلهای جو است روی چه ملاکی است؟ چرا ارزش جو و ارزش گندم با یکدیگر برابر نیست؟ و همچنین اشیاء دیگر. مثلًا یک متر پارچه پشمی برابر است با دو متر پارچه نخی، یا برابر است با ده من گندم. ملاک این چیست و این از کجا پیدا شده؟
نظریه عرضه و تقاضا
یک نظریه آن نظریه معروف عرضه و تقاضاست که ارزش مبادله را عرضه و تقاضا تعیین میکند و لهذا ارزش مبادله یک مقدار و میزان ثابتی ندارد. یک چیز هر مقدار که تقاضای