فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠١ - ایجاد انحصار در مواد خام و تأسیس بانک
مثلًا اختیار میزان تولید با او میشود که دستور میدهد تو این قدر تولید کن، تو آنقدر که اصلًا از این حالت هم خارج میشود.
تراست
و از آن بالاتر این است که به صورت تراستها درمیآیند. در این حالت، در واقع این کارخانهها آن مقدار استقلالی هم که در سندیکاها داشتند از دست میدهند. فرض کنید کارخانههای قندی است که اول به صورت یک کارتل درمیآیند که میگوید قیمت قند یا شکر را از این مقدار پایینتر نیاورید. بعد به صورت سندیکا دربیایند که آن سندیکا دخالتش در کارهای داخلی بیشتر از حد کارتلها میشود. بعد یکدفعه بیایند بگویند ما یک شرکتِ واحدِ بزرگ به وجود میآوریم و هریک از این کارخانهها جزء سهامداران باشند، مثلًا حساب کنند کارخانه قند کهریزک چند سهم از این مجموع داشته باشد. به این صورت، استقلال داخلی را خیلی بیشتر از میان میبرند. کأنه همه اینها به صورت یک کارخانه واحد درمیآیند؛ یعنی آن کارخانهای که قبلًا به صورت یک واحد مستقل صنعتی و تجاری بود، به صورت یک عضو و یک جزء و یک شعبه از این کل درمیآید. قهراً سرمایه داری در اینجا توسعه پیدا میکند. سرمایه داری فردی وقتی به صورت یک شرکت درمیآید و سرمایه در یک جا تجمع پیدا میکند، قدرت و میزان کارش بالا میرود. به طریق اولی وقتی که سرمایه دارهایی که هرکدام دارای کارخانههای زیاد هستند سهامداران یک تراست بزرگ بین المللی شدند قدرت این تراست و قدرت سرمایه افزایش فوق العاده پیدا میکند.
ایجاد انحصار در مواد خام و تأسیس بانک
به حساب اینها آنوقت دیگر بازارهای داخلی، قدرت جذب این همه تولید را ندارد. اینجاست که مثل مغزی که در پوستی هست و بعد این مغز رشد میکند در حدی که این پوست دیگر قدرت ندارد آن را در درون خودش جا بدهد و ناچار این پوست را میشکند و از قالب خودش بیرون میآید یا مثل جوجهای که از پوست تخم مرغ بیرون میآید، مجبور است به بازارهای خارجی رو بیاورد و بازارهای خارجی را قبضه کند. در این صورت کار اینها فقط تولید نیست بلکه باید یک کار دیگر هم علاوه کنند و آن این است که تهیه مواد خام برای اینها کار مشکلی است و یک کار بزرگ این است که یک نوع انحصاری هم در تهیه مواد خام به وجود بیاورند. این مواد خامی که کارخانهها میخواهند که دائماً باید ببلعند، وقتی که [این مرکز اقتصادی] خیلی عظیم و بزرگ شد [و به صورت تراست درآمد] این منطقههای محدود، دیگر استعداد سیر کردن اینها را ندارد. آنوقت اینها