فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٨ - ٤ سرمایه داری امپریالیسم
٤ سرمایه داری : امپریالیسم
فکر کردیم بحث ارزش را ادامه ندهیم چون یک بحث اقتصادی است نه بحث فلسفه تاریخی، و دامنه پیدا میکند، و بحث خودمان را ادامه بدهیم.
بحث ما درباره سرمایه داری (کاپیتالیسم) بود، یعنی جریان تاریخی سرمایه داری، یعنی بحث تاریخی میکنیم، اینکه سرمایه داری چگونه به وجود میآید و چگونه عامل فنا و نیستی خودش را در درون خودش میپرورد. دورهای را عنوان میکنند که میگویند دوره نهایی کاپیتالیسم است به نام امپریالیسم. من فرصت نکردم که به منابع نگاه کنم و ظاهراً اینجور است که امپریالیسم که مرحله عالی سرمایه داری است در کلمات مارکس و انگلس عنوان نشده باشد چون در آن زمان هنوز به وجود نیامده بود و این اصلی است که لنین اضافه کرده و در حقیقت باید گفت که- اگر درست دقت بشود- یک چیزی بوده که قبلًا پیش بینی نمیشده و بعد در عمل به وجود آمده و چون در عمل به وجود آمده قهراً حالا مطرح است.
لغت «امپریالیسم» شاید از همین ریشهای است که لغت امپراطور از آن ریشه است. همانطور که امپراطوری را عبارت میدانیم از اینکه چند کشور به صورت یک کشور در بیایند و همه آنها یک رئیس پیدا کنند و به صورت یک واحد دربیایند، سرمایه داری هم وقتی خیلی رشد کند به صورت یک امپراطوری سرمایه داری درمیآید، چگونه؟ در دوره کاپیتالیسم فرض بر این جهت بود که سرمایه دارها برای اینکه سود بیشتری دربیاورند