فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٣ - ایراد سوم
استثناء پذیر است که در یک جا تضاد نباشد حرکت باشد؟ خوب، اگر بنا بشود ما قبول کنیم که در یک جا تغییرها از بالا هدایت میشود، چرا بگوییم در جامعه استالینی اینچنین است، در جامعههای دیگر هم بگوییم تغییرها از بالا هدایت میشود. دیگران هم مثل شما همین حرف را میزنند و میگویند رهبرها از بالا جامعه را هدایت میکنند و تغییر هم ایجاد میکنند و لزومی ندارد تضادی در کار باشد.
حال اجازه بدهید از آن قسمت اول یک مقداری بخوانیم. در صفحه ٤١ میگوید:
ملاحظه میشود که وسائل تولیدی تعیین کننده روابط تولیدی است و بر مبنای آن روابط، ایدئولوژی و تأسیسات اجتماعی به وجود میآید. این تأسیسات و ایدئولوژی در زمان معین با روابط تولیدی و در نتیجه با خصلت وسائل تولیدی مطابق است و باعث تکمیل و تقویت آن میگردد. ولی چون از طرف دیگر سعی میکنند که وضعیت موجود را حفظ نمایند، لذا پس از مدتی از سطح ترقی وسائل تولید که دائماً در تغییر است عقب میافتند و بالاخره سد راه این پیشرفت و ترقی میگردند. و به قسمی که گفتیم در اینجا هنگامی که این تناقض به مرحله نهایی خود رسید انقلاب اجتماعی آغاز میگردد و سیستم و روابط ایدئولوژی و تأسیسات نوینی که مطابق خصلت وسائل تولید باشد مستقر میشوند. مثلًا [١] در سیستم فئودالیسم در اثر تکامل فن تولید و ایجاد وسائل جدید و همچنین تشکیلات صنعتی و فنی و جغرافیایی، روابط موجود یعنی روابط خان خانی سد راه ترقی تکنیک میگردد و اصولًا تکمیل فنی وسائل تولید و ایجاد مبادلات وسیعتر نخستین نقطه انقراض فئودالیسم را منعقد میسازد. (این ادعای اوست.) در این سیستم فقط کسانی در خدمت ارباب فئودال پذیرفته میشوند که صاحب کار و وسائل فلاحتی یعنی وسائل تولید باشند. و از طرف دیگر مردمان شهری و توده دهقان بیچیز و فقیر که فاقد این وسائلاند به ناچار رو به شهر میآورند و به کارهای شهری از قبیل کفاشی و خیاطی و سایر حِرف یدی میپردازند، و چون اصول موجود و
[١] مقدمه را برای این مثال خواندم.