فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٥ - در دوره اشتراک اولیه تضاد طبقاتی نبوده است
- آنطور که در قبایل عرب بوده، عدهای فرزند این پسر رئیس قبیله بودهاند و عدهای فرزند آن پسر، بعد به خاطر اختلافات شغلی به دو بطن تقسیم و با همدیگر درگیر میشدند.
استاد: این هم که تضاد دیالکتیکی نیست، به ابزار تولید مربوط نیست. اختلاف شغل غیر از مسئله ابزار تولید است. جنابعالی الآن ذکر کردید که یک قبیلهای به دو بطن منقسم میشود؛ دو بطن که دو طبقه نیست.
- منظورتان از طبقه چیست؟
استاد: طبقه همان است که خودشان تعریف میکنند. اینها هردو گروهی را طبقه نمیگویند. طبقه از نظر اینها آنجاست که جامعه بر اساس بهره کشی و بهره گیری تقسیم میشود. در مارکسیسم طبقه فقط و فقط ماهیت اقتصادی دارد.
- ایجاد شدن طبقه در درون یک جامعه بیطبقه، در واقع تولد آنتی تز است، یعنی تز جامعه بی طبقه است و آنتی تز جامعه باطبقه و بعد اینها با همدیگر میجنگند.
استاد: جامعه بیطبقه که با طبقه نمیجنگد. باز هم به قول شما آن اصل که تاریخ جنگ طبقات است نقض شده، یعنی جنگ میان یک گروه بیطبقه و گروهی است که میخواهند طبقه را تشکیل بدهند، پس جنگ طبقاتی نیست.
- تضاد هست.
استاد: اگر تضاد مطرح باشد که میان ابزار تولید و روابط تولید هم هست. شما میخواهید بگویید تضاد طبقاتی، و برای طبقات هم باید ماهیت اقتصادی قائل شوید. ماهیت اقتصادی یعنی بهره گیری و بهره کشی.