فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٩ - نقش تبلیغ
عقیدهای، حتی عقاید مذهبی. اینها که ضد مذهب هستند [چنین میگویند.] هر هنری، هر فلسفهای، هر مذهبی، هر فکری در ابتدای تکوّن خودش وجودش مفید و ضروری است یعنی ابتدای تکوّنش مقارن است با یک زیربنا، با یک ابزار تولیدی که با آن ابزار تولید اصلًا باید هم اینجور فکر کرد. یعنی این ابزار تولید یک روابط تولیدی را اقتضا میکند و این روابط تولیدی یک روبنای حقوقی، فکری، مذهبی، اخلاقی را ایجاب میکند که باید هم همان باشد. پس آن پذیرش ابتداییاش طبیعی است.
- برای کدام طبقات؟
استاد: برای همه طبقات، حتی طبقه روشنفکر. مسئله تز و آنتی تز است. جامعه در یک مرحلهای- حال یک مرحله خاصی را در نظر بگیرید- تغییر کمّیاش تبدیل به تغییر کیفی میشود، یک جامعه نو به وجود میآید، مثلًا بگوییم جامعه بورژوازی. این جامعه نو با یک زیربنا و با روبناهایی به وجود میآید. این روبناها عبارت است از یک سلسله فکرهای خاصی که در این زمان برای همه روشنفکرانه است. اما از طرف دیگر ابزار تولید که زیربناست شروع میکند به رشد کردن ولی روبنا هنوز به وضع سابق است. تضادی میان زیربنا و روبنا پیدا میشود. این تضاد به این شکل است که زیربنا اقتضا میکند روابط تولیدی جدیدی و یک روبنای حقوقی جدیدی که اینها در حد قوّه در آن موجود است. بالفعل ما یک روابط تولید حاضری داریم و یک روبنای حقوقی حاضری. آن وقت تغییر روابط تولید اقتضا میکند که در درون جامعه هم ضد جدید رشد کند. این ضد که از بطن این رشد کرد از اولی که رشد میکند فکرش متناسب با این ابزار جدید است و ضد آن ابزار قدیم.جامعه در ابتدا که قبول کرده، طبیعی بوده است. ولی حالا که اینطور شده جامعه تقسیم میشود به دو طبقه: طبقه وابسته به ابزار تولیدی کهن که کوشش میکند همان وضع روبنایی قدیم را حفظ کند چون منافعش در این است، و طبقه وابسته به ابزار جدید که کوشش میکند روبنای قدیم را از بین ببرد. حال آن طبقه وابسته به ابزار قدیم که کوشش میکند این روبنا را نگه دارد میخواهد این روبنا را حتی در میان طبقه جدید هم نگه دارد. تبلیغ میکند. این مقدار را قبول دارند که بشر تحت تأثیر تبلیغ و تلقین قرار میگیرد. کوشش میکند که این طبقه جدید را هم تحت تأثیر تبلیغ و تلقین قرار بدهد. موقتاً ممکن است که او را کمی از عمل باز بدارد. موقتاً در او اثر میگذارد مثل هر امر