فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٩ - ایرادها
این است: ای بیکار! پس بیکاری باید یک نوع فضیلت شمرده شود.
و اساساً این مطلب باوری نیست [که در چنین جامعهای تولید افزایش یابد.] واقعاً جامعهای که اینها «دوره برده داری» مینامند از دوره کمون اولیه کاملتر است ولی نه به شکلی که اینها میگویند [بلکه به این شکل که در جامعه برده داری سه طبقه] [١] وجود دارد و عمده آن طبقه سوم است. یک طبقه همینطور که اینها میگویند واقعاً برده و زحمتکش و کارگر هستند، یک طبقه مفت خوارند که اینها معمولًا در جامعهها در اقلیتاند. یک طبقه متوسط همیشه در جامعهها هست که اصلًا ستون فقرات جامعه را اینها تشکیل میدهند، افرادی که نه برده هستند و نه بردهدار، خودشان زحمت میکشند، کار میکنند و محصول کار خودشان را به دیگران میدهند. البته میتوان گفت همینها هم به نوعی مورد یک نوع استثماری از دیگران هستند اما «به نوعی که محسوس نباشد» غیر از نوعی است که محسوس است. آن که برده است، به دلیل اینکه برده است خودش هیچ وقت تشویق به کار نمیشود، بنابراین او نمیتواند کار تولیدی را بالا ببرد. مفت خوار هم که مفت خوار است. ولی آن طبقه متوسط ممکن است در واقع و نفس الامر به طوری که برای خودش نامحسوس باشد به نوعی استثمار شود ولی چون خودش احساس نمیکند، این امر مانع تشویق او به کار نمیشود. مثل همین مردم کشاورز و زارع. اینها نمیدانند یا نمیدانستند [٢] که چرا مثلًا گندم او با قندی که میخرد چهاربرابر فرق داشته باشد [٣]، یعنی پنج من گندم باید بدهد یک من قند بگیرد. او خیال میکرد طبیعی است که باید همینطور باشد و بنابراین ناراحت نمیشد که چرا پنج من گندم بدهد و یک من قند بگیرد. مثل همین دهاتیهایی که ما همیشه دیدهایم؛ در نهایت شوق و علاقه دائماً در سال کار میکرد، زحمت میکشید و محصول تولید میکرد و محصول تولیدشده خودش را در اختیار جامعه میگذاشت. آن دامدار هم به همین شکل.
به هر حال اینکه ما جامعه را به این شکل ظالمانهای که اینها میگویند فقط به دو طبقه [تقسیم کنیم] و بعد در عین حال آن را از نظر تولید ثروت هم تکامل یافتهتر تلقی کنیم یک امر باوری نیست. هر جامعهای که به این شکل ظالمانهای که اینها میگویند به وجود بیاید، دنبالش انقراض است.
[١] [چند ثانیه از نوار افتادگی دارد.][٢] حالا در اثر اینکه کارخانه قند و امثال آن آمده، شاید قدری بدانند.[٣] در قدیم؛ حالا که اینها در یک سطح قرار گرفتهاند.