فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٦ - جامعه وحدت واقعی دارد
دارای یک روح است و انسانها به منزله اندام و هیچ مجازی در این نیست؟
که ما خودمان تا حدی به این مطلب قائل هستیم. اگر این مطلب را در جای خودش قبول کردیم تکامل فرهنگی جامعه یک تکامل واقعی است نه مجازی، و اگر آن نظریه دیگر را قبول کردیم که اصالت مال فرد است و جامعه امر اعتباری است (همان مسئله اصالت فرد و اصالت اجتماع) بنابراین تکامل اجتماعی هم نظیر تکامل ابزاری است یعنی جانشین شدن کامل به جای ناقص است نه تبدیل شدن ناقص به کامل. پس این مطلب را همین قدر علی المبنا اینجا میگذاریم و از آن رد میشویم چون در جای خودش بحث کردهایم.
- در مورد تکامل حقیقی فرد انسان هم کسی میتواند تردید بکند با توجه به جمله «من در یک رودخانه دو بار وارد نشدم» یا کلَّ یوْمٍ هُوَ فی شَأْنٍ [١]، که حتی در انسان در همه مواد هم تکاملی نیست بلکه عدم هست و وجود.
استاد: این نظریه نظریه انکار حرکت است. سؤال خوبی است که شما میکنید ولی جای طرح آن اینجا نیست. هراکلیت گفته است در یک رودخانه دو بار نمیشود شستشو کرد. چون در آن زمانها این مسائل مشخص نبوده، حرف او را توجیه به حرکت کردهاند. اگر ما فرض کنیم هراکلیت هم خواسته بگوید عالم در حال شدن است، مفهوم حرف او غیر از آن چیزی است که شما میگویید.
اجمالًا عرض بکنم. آن نظریهای را که میگوید عالم دائماً در تغییر است، به دو گونه میشود تعبیر کرد. یک گونه به شکل حرکت. در شکل حرکت، لازمه حرکت وحدت اتصالی است، یعنی یک واقعیت است که این مراحل را طی میکند، یعنی در حرکت امر مشترک لازم است، باید یک چیز باشد که این مراتب را طی میکند. این است که میگویند حرکت موضوع واحد باقی لازم دارد که بحث بسیار دقیقِ عالی شریفِ لطیفی است در فلسفه در مسئله حرکت. اگر حرکت باشد، در حرکت نمیتواند یک چیز معدوم شود بالکلیه، یک چیز دیگر موجود شود، یعنی بین موجود و معدوم در عین حال یک وحدت اتصالی برقرار است؛ یعنی در حرکت، یک کششی و یک امتداد واحدی وجود دارد، امتداد واحد به طول زمان، که مسئله بُعد بودن زمان هم از همین جا درمیآید.
[١] الرحمن/ ٢٩.