فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٢ - ٣ ترس
است و از طرف دیگر ترس هم بر او مستولی میشده است، آمده فرض کرده که منشأ این امور اینهاست و بعد هم به پرستش آنها پرداخته است.
می بینیم در این نظریه هم باز جهالت دخالت دارد، هم ترس و هم جهل هر دو دخالت دارند.
ولی در آن نظریه به جنبه پرستش مستقیماً کار نداشت، به جنبه اعتقاد کار داشت: بشر نمیدانست علتها چیست، یک علتهای ماوراء الطبیعه فرض کرد و معتقد شد. دیگر راجع به پرستش چیزی نمیگوید. در اینجا بیشتر توجه به پرستش است که اصلًا پرستش و عبادت از کجا پیدا شد.
بنابراین مذهب را مولود جهل به بعضی علل که از آن علل میترسیده است دانستهاند. آنوقت بشر چون میترسیده آمده است این قوای مرموزی را که خودش از جعل خودش فرض کرده پرستش کرده است. پس آغاز پرستش هم پرستشِ از روی ترس است نه پرستشِ از روی طمع.
مطابق این دو نظریه پیدایش مذهب ریشه طبقاتی ندارد. میتواند مذهب در دوره اشتراک اولیه هم- که اینها میگویند- وجود داشته باشد، چون بشر در دوران اشتراک اولیه از دوران بعد جاهلتر بوده و چون جاهلتر بوده قهراً ترسش هم بیشتر بوده است. مثل اینکه اینها به اینجا که رسیدهاند، هم در مقابل نظریاتی واقع شدهاند که میگوید آثار مذهب در دوران قبل از پیدایش مالکیت هم دیده شده، یعنی در همان دورانی که آثار نشان میدهد که دوران اشتراک اولیه است آثار پرستش هم پیدا میشود و حال آنکه در آن دوران مالکیت نبوده؛ و هم دیدهاند که اگر بگویند مذهب مولود جهل و ترس بشر است، برای هو کردن مذهب شاید یک مقدار بهتر است، جاذبتر و جالبتر است. این است که از این نظریات صرف نظر نکردند ولو اینکه یک مقدار جنبه مارکسیستی آن ضعیف است. از جنبه مارکسیستی مذهب روبناست، باید یک تعلیل اقتصادی بشود و این تعلیل هیچ جنبه اقتصادی ندارد. بیشتر روی این مطلب تکیه کردهاند ولی بعد کوشش کردهاند که به آن ماهیت اقتصادی و جنبه طبقاتی هم بدهند. آنجا که مذهب را به طبقه محروم اختصاص میدهند [میگویند] طبقه محروم بعد از آنکه از مواهب زندگی محروم شد، برای تسلّی خاطر خودش به مذهب روی آورد، نه اینکه طبقه مرفه مذهب را برای او اختراع کرد. مذهب اختراع طبقه محروم است ولی به عنوان یک تسلّی خاطر؛ به واسطه جهل یا ترس و این گونه امور احتیاج پیدا کرد به یک مایه تسلّی خاطر. درباره جنبه طبقاتیاش توضیح ندادهاند [ولی] ناچار اینجور باید بگویند:
اگر طبقه مرفهی نبود و اینها را تحت فشار قرار نمیداد اینها نیازی به یک مایه تسلّی خاطر و به قول خود اینها به