فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٠ - ١ تثبیت امتیازات طبقاتی
صورت نگرفته که جبران بخواهد. این تضاد و تناقض هم میان این حرفها هست.
- این را ممکن است توجیه کنند بگویند عین عدل است با توجه به آخرت.
استاد: نه، میگویند اصلًا این ظلم نیست، آنچه تو داری عین عدل است، آنچه هم او دارد عین عدل است. حرف خود آنها این است و به آن تصریح میکنند.
امر دیگر این است (البته اینها اینجور از همدیگر نشکافتهاند، ما داریم در واقع به نفع اینها میشکافیم، حتی میخواهیم مطلب را از طرف آنها بیشتر چرب کنیم) میگویند مسئله مذهب به طور کلی یک نوع سرگرمی برای انسان به وجود میآورد و سرگرمیها بهطور کلی تخدیر است.
انسانها به حسب طبع اوّلی خودشان آنجا که محرومیتهایی را متحمل میشوند در آنها غیظ و خشم و حس انتقامجویی پیدا میشود. حالت انسانها در آن وقت حالت دیگ آبی است که زیرش آتش میکنند و آب بخار میشود و میخواهد حالت انفجار پیدا کند. معلوم است که این دیگ اگر هیچ روزنهای نداشته باشد کم کم منجر به انفجار میشود. ولی شما اگر بخواهید جلو انفجارش را بگیرید یک روزنه اطمینانی برایش درست میکنید که لااقل مقداری از بخارها خارج شود. برای بشر هر نوع سرگرمی پیدا شود آن حس انتقامجوییاش مقداری فروکش میکند، یعنی باز رضایت برایش به وجود میآورد. حس انتقامجویی باید توأم با نارضایی باشد که انسان از وضعی که دارد ناراضی است تاب نمیآورد و دلگرمی به آن ندارد، این است که منفجر میشود. ولی اگر به شکلی اسباب سرگرمی او را به وجود آوردید آنوقت قهراً این امر حکم یک روزنه اطمینان را پیدا میکند و آن حس انتقامجویی [کاهش مییابد.] معانی و مفاهیم دینی یا عبادتهای دینی، سرگرمیهای دینی و مذهبی برای بشر، سبب میشود که آن آلام مادی و جسمانی خودش را فراموش کند، با داشتن این لذتهایی که به قول خود اینها یک نوع لذتهای خیالی است. بالاخره هرچه هست برای انسان نوعی لذت- ولو به قول اینها لذت دروغین- ایجاد میکند و این لذتهای دروغین، تسکینی برای آلام آنها شمرده میشود.
این یک منطق است که طبق این منطق اصلًا مذهب مولود زندگی طبقاتی است و مخترَعِ طبقه مرفه و برای تثبیت وضع موجود و برای راضی نگه داشتن طبقه محروم و تسکین آنها و لگام به دهان آنها زدن است.
در بسیاری از جاها اینها عیناً با همین بیان ذکر میکنند، یعنی چون هر چیزی را با