فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٩ - ٣ قابل اختصاص بودن
پس در مالیت میگویند شیء باید منفعت محلّله مقصوده داشته باشد. «محلّله» جنبه شرعی قضیه است. «مقصوده» نیز همان معناست که باید ارزش استعمال داشته باشد. پس اولین شرط مالیت ارزش استعمال است.
٢. رایگان نبودن
شرط دوم میگویند این است که رایگان نباشد. همین قدر که شیئی رایگان بود ارزش مبادلهایاش را از دست میدهد برای اینکه اصلًا ارزش مبادلهای یعنی من چیزی را که تو نداری به تو میدهم که چیزی را که ندارم از تو بگیرم، ولی چیزی را که هر دو علی السویه داریم اینجا دیگر جای مبادله نیست ولو آنکه خیلی هم باارزش باشد. مثال به هوا یا نور میزنند. نور خورشید برای همه ارزش استعمال دارد و هوا برای همه ارزش استعمال دارد، بلکه چیزی به اندازه هوا مخصوصاً، ارزش استعمال ندارد. بی آب میشود انسان بیست و چهار ساعت زندگی کند، بی نان چهل و هشت ساعت هم میشود زندگی کند، ولی بیهوا سه دقیقه هم نمیشود زندگی کرد. پس هوا از نظر ارزش استعمال بالاترین شیء برای انسان است، ولی قابل مبادله نیست، چرا؟ چون رایگان در اختیار همه هست.
مَثَل معروفی است، میگویند تعارف در آب حمام. چرا مردم تعارف در آب حمام را مسخره میکنند؟ حمام قدیم خزانه بود. دو نفر که در خزانه حمام بودند رسم این بود که وقتی میخواستند با همدیگر تعارف کنند این شخص یک مشت آب روی آن دیگری میریخت، و او نیز همین کار را میکرد. خوب، این یک مشت آب را که من هم دارم تو هم داری، اینجا که چیزی نیست! ریشهاش یک امر درستی بوده و آن اینکه در حمام جزء تعارفها و تواضعها این بوده که وقتی نشسته بودند و یک نفر مثلًا سرش را صابون زده بود، این فرد یک کاسه آب روی سر او میریخت و او نیز همین طور. بعد کم کم کار به جایی کشیده که در خزانه حمام که هستند یک مشت آب با همدیگر تعارف میکنند. این مشت آب که دیگر یک امر رایگانی است! به همان نسبت که تو داری او دارد و به همان نسبت که او دارد تو داری.
٣. قابل اختصاص بودن
ولی شرط سومی هست که این شرط را- آنطور که من از سابق یادم هست- خیلیها ذکر نکردهاند در صورتی که خیلی مهم است. شرط سوم این است که قابل اختصاص باشد