فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٣ - ایجاد انحصار در مواد خام و تأسیس بانک
گرفته و همان سرمایههای راکد و غیرفعال است، بعد ایندو با یکدیگر ترکیب میشوند و یک سرمایه جدید بزرگی به وجود میآورند که آن را «سرمایه مالی» مینامند و این سرمایه قدرتِ این سرمایه دارها را مضاعف میکند.
معمولًا کسانی که طرفدار بانک هستند و بانک را یک امر نافع و مفید میدانند استدلالشان در باب ضرورت بانک همین است، میگویند بانک سبب جریان سرمایه میشود و سرمایههای راکد را تبدیل به سرمایههای فعال میکند. در خانهها پولهایی ذخیره شده، همانطور که در قدیم هم بود. قدیم که پول فلزی بود و مردم از دزد هم میترسیدند، اغلب در زیرزمینهای خانه هایشان گودالی میکندند و پولها را آنجا مخفی میکردند، از ترسْ گاهی به بچه هایشان هم نمیگفتند و اگر ناگهانی میمردند کسی خبردار نبود. این است که در اغلب خرابههای قدیم وقتی که میگردند میبینند که یک مقدار پول پیدا میشود. این پولها به صورت راکد وجود داشت. بانک بزرگترین خدمتی که به مردم میکند این است که به صورت یک مرکز، این پولهایی را که در خانهها انباشته میشود و راکد است جذب میکند؛ اولًا حفظ میکند، ثانیاً چون به جریان میاندازد یک چیزی هم به صاحب سرمایه میدهد. آن که میآید در صندوق پس انداز ملی هزار تومان میگذارد و تا یک سال هم کاری ندارد، بعد از یک سال میآید مثلًا هزار و صد تومان میگیرد، پس چیزی هم به جیب او میرود. و خدمتی که بانک در اینجا به جامعه میکند این است که این پول را در مسیر یک سرمایه بزرگ به جریان میاندازد؛ مثلًا یک کسی میخواهد یک سرمایه گذاری فلاحتی و کشاورزی بکند، یا میخواهد سرمایه گذاری تجارتی بکند، یا میخواهد سرمایه گذاری صنعتی بکند (استعداد تجارت دارد ولی پول به قدر کافی ندارد، استعداد کشاورزی دارد پول به قدر کافی ندارد، استعداد کارخانه دایر کردن دارد پول ندارد) بانک میآید از همین پولهای کوچک هزار تومان دو هزار تومانی که اینجا جمع کرده، پانصد هزار تومان، یک میلیون تومان در اختیار شخصی قرار میدهد و به او میگوید که تو طرحت را بده برو با این کار کشاورزی کن یا کار صنعتی بکن. این سبب میشود که سرمایهها به صورت جزء جزء جمع بشود بعد به صورت یک کل یک قدرت اقتصادی تشکیل بدهد و یک کار بزرگ انجام بشود. بنابراین بانک میتواند خدمت بکند.
البته میدانیم به این [استدلال] جواب دادهاند که: در اینکه این امر، امر لازمی است که سرمایههای کوچک به جریان بیفتد بحثی نیست ولی آیا به جریان افتادن سرمایههای کوچک راهش منحصر به همین صورتی است که بانک عمل میکند یعنی صورت ربوی