فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٢ - ١ تولید
آن جهت چیست؟ اتفاقاً در این قضایا شما میبینید ثروتمندِ ثروتمند با گدای گدا همدوش و همکار بودند و حرکت میکردند. خود مثلًا باقرخان و ستارخان کی بودند؟ اینها چه منافعی داشتند؟ وابسته به چه گروه و طبقهای بودند؟ به بورژواها وابسته بودند؟ حتی در میان خود شاهزادههای قاجار عدهای طرفدار مشروطیت بودند کما اینکه در میان شاهزادههای قاجار در دوره اخیر کمونیست هم درآمد. سلیمان میرزا خودش یک رهبر کمونیستی بود در ایران در اوایل کمونیسم، در صورتی که یک شاهزاده قاجاریه بود.
- بعد میگوید سرمایه داری هم محکوم است به تبدیل کیفی به سوسیالیسم، به این دلیل که سرمایه داری با ترقیات تکنیک، تولید را هرچه فشردهتر و مجتمعتر میکند، افراد بیشتری در کار تولید سهیم میشوند و این امر با ذات سرمایه داری که مالکیت انحصاری ابزار تولید است مناقض است، پس باید این مالکیت به مالکیت جمعی بدل شود. آنگاه این سؤال پیش میآید که ملاک تطابق روابط تولیدی با قوای تولیدی چیست؟ چگونه بفهمیم قوای تولیدی که به این سطح رسید چه روابط تولیدی با آن منطبق است؟ آیا این دلیل است که چون تعداد افرادی که در کار تولید سهیم میشوند زیاد شده است پس مالکیت هم باید جمعی شود؟ پس این مطلب را چرا در مورد بردگی نمیگویید؟ از بردگی به فئودالیته هم همین حرف را بزنید که مالکیت باید جمعی شود چون تعداد بردههایی که در یک کار تولیدی مثلًا ساختن اهرام مصر شرکت میکردند خیلی زیاد بود. پس تحول از بردگی به دوره بعدی باید مالکیت جمعی را ایجاب کند.
استاد: نه، اینها میگویند ابزار تولید ابزار جمعی است. در آن دورهها ابزار ابزار جمعی نبوده، یعنی یک چیزی مثل کارخانه که یک دستگاه باشد و هزار نفر بخواهند یک دستگاه را بچرخانند. پدیده جدید این است که یک ابزار جمعی به وجود آمده، ابزاری به وجود آمده که دیگر [کار کردن با آن] کار فرد نیست، کار پنج نفر و ده نفر هم نیست، باید هزار نفر دست به دست یکدیگر بدهند تا بتوانند آن را بچرخانند. جنبه جدیدش این است.
- یعنی ابزار تولید، جمعی شده؟