فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧ - غرایز اصیل انسان
استاد: میدانم، میگویند ابزار چون تکامل پیدا میکند انسان تکامل پیدا میکند. ما میگوییم این جور نیست، آن که جوهر و استعداد تکامل و استعداد در آن هست، آن که به منزله دانه گندم است که اگر در شرایط مناسب قرار بگیرد شروع میکند به توسعه دادن خود، انسان است نه ابزار تولید.
انسان که رشد کرد اینها همه را رشد میدهد؛ انسان رشد میکند و اینها را رشد میدهد و در واقع انسان مرتب زمینه و شرایط رشد خودش را بیشتر فراهم میکند. مثل اینکه انسان ابتدا در محیط یک بیابان قفر است با یک زندگی، ولی بعد همین انسان میآید اینجا چاه میکند، درختکاری میکند، کارهای دیگر میکند و محیط را مناسب خودش میکند، اما این انسان است که محیط را مناسب خودش میکند.
- اینها به این صورت قائل نیستند، میخواهند بگویند اگر شرایط تربیت در آن چیزی که استعداد تربیت و تکامل دارد فرق بکند نوع بهره وری و باروری آن فرق میکند.
استاد: اینها را همه مردم میگویند. این مسئله که «ابزار تولید زیربناست» غیر از آن چیزی است که شما دارید میگویید، مسئله زیربنا بودن است.
- یعنی نحوه تفکر ما متأثر از آن است.
استاد: صِرف متأثر بودن نیست، اصلًا یک تابعی از اوست، او بایستد این میایستد، او حرکت کند این حرکت میکند، اگر او رنگش قرمز باشد این رنگش قرمز است، او رنگش سبز باشد این سبز است، سفید باشد سفید است؛ این فقط انعکاسی است از او. شما اگر آینهای را در مقابل یک انسان داشته باشید، دو تا صورت میبینید مثل یکدیگر، ولی این دو تا صورتِ مثل یکدیگر، این حرکت کند آن حرکت نمیکند ولی آن حرکت کند این حرکت میکند، یعنی یکی اصل است یکی فرع.
رسیدیم به اول بحث تولید.