فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨ - ١ تولید
استاد: اینها قهراً همینطور هم میگویند.
- میتوان گفت حرکت حیات را میسازد.
استاد: حرکت خودش نوعی کار است منتها کار طبیعت است. ولی کار را در مورد جاندار میگویند، بعد جاندار که یک موجود فعالی هست تکاملش مولود کار و فعالیت خودش است.
- بعد از اینکه میگوید کار و تولید همیشه اجتماعی است، روابط تولیدی را طرح میکند.
روابط انسانها با یکدیگر در تولید را «روابط تولیدی» مینامد که شکل حقوقی روابط تولیدی عبارت است از روابط مالکیت. عدهای این انتقاد را به مارکس کردهاند آنجا که طبقات را به سرمایهدار و کارگر تقسیم کرده است؛ گفتهاند در سرمایه داری موجود طبقه دیگری هست که نه مالک است و نه کارگر بلکه کارفرما یا مدیر است. پس مالکیت ملاک تقسیم طبقات نیست.
استاد: کارفرما اصطلاحاً به همان خود سرمایهدار میگویند.
- کارخانههایی که با سهام ایجاد شدهاند مالک ندارند. مقصود این است که تحلیل مارکس نمیتواند شامل سرمایه داری پیشرفته امروز شود و تقسیم جامعه به دو طبقه سرمایهدار و کارگر غلط است. آن سهام ممکن است از خود کارگر یا از یک پیرزن بازنشسته باشد. سهام توسط بانکها جمع آوری میشود و به یک عده مدیر سپرده میشود. آنها کارگرانی را استخدام میکنند. طبق نظر «ارزش اضافی» مارکس کارگران حق واقعی خود را دریافت نمیکنند اما این مدیران حق خود را بلکه بیشتر دریافت میکنند.
استاد: به نظر نمیآید که این اشکال وارد باشد. اینکه جامعه را تقسیم میکند به دو طبقه: طبقه سرمایهدار یا استثمارگر و طبقه استثمارشده، طبقه استثمارگر منحصر به طبقه