فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٥ - ایرادهای این نظریه
همان کشورهای سرمایه داری خیلی بزرگ، تمام کارهایشان روی حساب است که چه کالایی را چقدر و کجا تولید کنند، ما چقدر خودمان مصرف داریم و چقدر به خارج صادر میکنیم.
به این بیان باز هم ایراد گرفتهاند، گفتهاند مطلب اینجور نیست که ملاک ارزش فقط کار باشد.
کار ملاک ارزش هست اما اینکه بگوییم ملاک ارزش کار است، معنایش این است که ملاک ارزش منحصر در کار است. اگر میگویید کار یکی از ملاکهای ارزش است حرف درستی است ولی چیزهای دیگری هم ممکن است ملاک ارزش باشد. اولًا چون مقصود شما از «کار» کار انسان است، میگوییم خیلی چیزها کار هست ولی کار طبیعت است کار انسان نیست، و بسیاری از چیزها یک نوع شرکتِ میان انسان و طبیعت است بلکه در درجه اول طبیعت است در درجه دوم انسان. اما آنجایی که اصلًا شیء محصول کار طبیعت است مثل خیلی چیزها که آماده برای استفاده- نه فقط ماده خامش بلکه همان ماده قابل استفادهاش- در خود طبیعت به وجود میآید، مانند میوههای جنگلی که انسان فقط آن را میچیند و حیازت میکند نه اینکه تولید میکند بلکه در طبیعت تولید شده است. و مانند ماهی. این ماهیهای سفیدی که از شمال میآورند و قیمت یک ماهی به سیصد تومان هم رسیده، اینها را که انسان تولید نمیکند، ماهیها در دریا تولید میشوند انسان فقط آنها را حیازت میکند.
اما چیزهایی که انسان تولید میکند: در بعضی چیزها واقعاً نقش تولید انسان خیلی زیاد است.
مثلًا اگر انسان یک پارچه پنبهای را تهیه میکند، پنبهاش را میکارد و بعد آن را میریسد و زحمتهای زیادی میکشد. انسان از سنگ یا آهن چیزی میسازد. در این موارد نقش انسان خیلی زیاد است. ولی در خیلی چیزها نقش اصلی مال طبیعت است، انسان فقط مراقب طبیعت است، مثل دامداری. اساس دامداری همین است. گوسفند را که انسان تولید نمیکند، بلکه گوسفند به حکم قانون طبیعت تولید میشود. انسان مراقب گوسفند است، یعنی مراقب این است که گرگ گوسفند را نخورد، برایش جا تهیه کند، او را به صحرا ببرد و بچراند و امثال اینها. در این موارد، باز نقش اوّلی مال انسان نیست. بنابراین نمیشود گفت که ارزش این [مثلًا گوسفند] برابر است با ارزش کاری که انسان روی او انجام داده؛ نه، کارهای بیشتری در اینجا هست [که طبیعت انجام داده است.]
ثالثاً بعضی چیزها ارزشش به ارزش خود ماده است نه کاری که روی آن انجام شده، یعنی مادهها استعداد و آمادگیشان برای پذیرش کار یکسان نیست، در خلقتْ یکسان به