فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥ - سخن بوعلی
مجبور باشد از خودش دفاع کند، کم کم آن سیخک میروید چون نیاز است.
میگوید نفس مرغ، آن قوهای که مدبّر اوست، بدون اینکه خود این مرغ توجه داشته باشد، وقتی که نیاز پیدا میشود آن را به وجود میآورد، یعنی سیالها را متوجه آنجا میکند، بعد از مدتی شما میبینید همان سرنیزهای که خروس پشت پایش دارد، مرغ هم پشت پایش پیدا میکند.
اینها همه بنا بر اصالت حیات است و اینکه آنچه که ما در جاندارها میبینیم ترکیبی است از ماده و حیات، و حیات یک تابع محض از ماده نیست؛ فقط با این فلسفه جور درمیآید. و لذا گفتیم موضوع سازندگی عمل در مسئله پرکسیس که میگویند عمل سازنده انسان است در سطح انسانی، حرف خیلی حسابی است. اما این یک حرف حسابی است که فقط ما میتوانیم بگوییم یعنی با فلسفه ما سازگار است نه با فلسفه اینها. با فلسفه اینها هر انسانی با یک ماشین اساساً فرق نمیکند.
همینطور که ماشین در اثر کار و در اثر نیاز هیچ وقت نمیتواند خودش را بسازد، هرچه ماشین کار کند خود ماشین نمیتواند خودش را التیام بدهد، بسازد، تکمیل کند و به جلو ببرد، انسان هم نباید بتواند و هیچ حیوانی نباید بتواند. ولی اینکه انسان و حیوانها میتوانند این کار را بکنند در اثر نیروی حیات و اصالت نیروی حیات است. و لهذا اینها به هیچ شکلی نمیتوانند این مسئله را که کار حتی در تکامل زیستی هم مؤثر بوده است توجیه کنند. ولی روی نظریات ما تا یک حدی کار میتواند از نظر زیست شناسی هم نقش مؤثر داشته باشد. اما از نظر اینها نباید هیچ نقشی داشته باشد.
- بحث دیگری را مطرح کرده و آن بحث آراء، عقاید، احساسات، آرزوها، تمایلات شخصی و روانی است. از ... متفکر مارکسیست فرانسوی نقل کرده است که: هرچند که افکار و عقاید و عدالتخواهی و ... همه در تحول اجتماعی تأثیر میکنند، اما در عین حال خود اینها بهطور کامل تأثیرپذیر از شرایط اجتماعی هستند که اثبات کردیم که شرایط اجتماعی از مناسبات اقتصادی و مناسبات اقتصادی از وضع تولید تأثیر میپذیرند؛ یعنی خلاصه تفاوت کردن اینها، اینکه الآن در این شرایط آزادی حکومت مورد توجه است، در آن شرایط دین و هنر مورد تقاضاست، تمام اینها در آخرین تحلیل باز برمیگردد به ابزار تولید. در واقع امر هم آن چیزهایی که قبول داریم در عین حال تأثیر دارند. این یک نوع شاید رشوه و حق