فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٥ - تعریف تکامل
اینچنین تصریح نمیکنند.
- میتوانیم حتی به بیان دیگر ابزار تولید را زیربنا برای قوای تولید بدانیم؟
استاد: قوای تولید که همان ابزار تولید است.
- مگر قوای تولید مرکب از کار و ابزار تولید و موضوع کار نبود؟ اینها پیشرفت کار را هم با ابزار تولید میدانند، بنابراین ابزار تولید به نحوی زیربناست برای قوای تولید.
استاد: نه، شما ابزار تولید را به علاوه کار در نظر میگیرید. مقصود ما از ابزار تولید در اینجا قوای تولید و نیروی تولیدی است. وقتی میگوییم «نیروی تولیدی» شامل کار هم میشود.
تعریف تکامل
اینجا یکی دو مطلب هست که باید عرض کنیم. یک مطلبی که خیلی لازم و ضروری است و دنباله بحثی است که در هفته پیش گفتیم و اینجا باید مطرح بشود مسئله تکامل و تعریف تکامل است. ما به خیلی از چیزها در عالم میگوییم تکامل پیدا کرده. این کلمه را، هم در مورد تکاملهای طبیعی و زیستی به کار میبریم مثل تکاملی که در مورد نبات یا حیوان میگوییم و حتی تکاملی که در مورد رشد یک نباتِ بالخصوص میگوییم، و هم در مورد ساختههای انسان اعم از ساختههای مادی یا معنوی انسان به کار میبریم. مثلًا میگوییم صنعت ماشین یا صنعت هواپیماسازی تکامل پیدا کرده، یا میگوییم صنعت خانه سازی تکامل پیدا کرده. در امور معنوی مثل اینکه میگوییم علم تکامل پیدا کرده، یا میگوییم قوانین تکامل پیدا کرده. آیا اینها به یک معناست؟ یعنی آن تکاملی که در آنجا هست و تکاملی که در اینجا هست هر دو یک حقیقت است؟ یا نه، بعضی از اینها تکامل است حقیقتاً و بعضی از اینها تکامل است مجازاً نه حقیقتاً. تکامل حقیقی آن تکاملی است که در واقع شیء خودش یک حرکتی دارد از نقص به کمال، یعنی توأم با حرکت آن شیء متکامل است. شیئی که یک حرکتی میکند از نقص به کمال، یعنی تغییری در خود